جستجو
     
  
 
 
کتاب صوتی آه بر اساس ترجمه نفس المهموم
 
 
 
 
 
تعریف دین از نظر متکلمان اسلامی
1,048
 
 

Tahoor_invitation

متكلمان اسلامی تعاریف متعددی از دین ارائه نموده اند از جمله این تعاریف عبارت است از :

1 ـ دین، مجموعه‏ای از برنامه‏های عملیِ هماهنگ با نوعی جهان‏بینی است كه انسان برای نیل به سعادت خود، آن را وضع می‏كند و یا از دیگران می‏پذیرد.

2 ـ دین، سلسله‏ای از معارف علمی است كه سلسله‏ای از معارف عملی را به دنبال دارد، و جامع این دو دسته، معارف علمی و عملی آن است كه همگی جنبه اعتقادی دارند.

دو تعریف یاد شده را می‏توان تعریف عام دین دانست. بدین لحاظ، هرگونه مرام و مسلك زندگی كه مبتنی بر نوعی جهان‏بینی است، دین نامیده می‏شود.

3 ـ دین، وضع و قراردادی الهی است برای صاحبان عقول كه مشتمل بر اصول و فروع است.

4 ـ دین، وضع و قراردادی الهی است كه صاحبان عقول را به پذیرش آن چه پیامبر از جانب خدا آورده است، دعوت می‏كند. اشكال این تعریف این است كه آن چه پیامبر از جانب خداوند آورده است، همان دین است و آن چیزی جز وضع و قانون الهی نیست. بنابراین، حاصل تعریف مزبور این می‏شود كه دین قانونی الهی است كه خردمندان را به دین فرا می‏خواند.

5 ـ دین، روش ویژه‏ای برای زندگی دنیوی است كه مصلحت دنیوی انسان را در جهت كمال اخروی و حیات ابدی او تأمین می‏كند. از این روی، لازم است شریعت، در برگیرنده قوانین باشد كه به نیازهای دنیوی انسان نیز پاسخ گوید. این تعریف، ناظر به دین حق است كه بر پایه خداشناسی و انسان‏شناسی واقع بینانه استوار است؛ یعنی با توجه به ربوبیت حكیمانه الهی و با توجه به این كه انسان قابلیت حیات ابدی را دارد، به دینی نیازمند است كه او را در مسیر حیات سعادتمندانه ابدی هدایت كند و در عین حال به نیازهای دنیوی او نیز پاسخ گوید.

6 ـ دین، عبارت است از اصول علمی و سنن و قوانین عملی كه برگزیدن و عمل به آن‏ها، تضمین كننده سعادت حقیقی انسان است. از این روی، لازم است دین با فطرت انسانی هماهنگ باشد تا تشریع با تكوین مطابقت داشته باشد و به آن چه آفرینش انسان اقتضای آن را دارد پاسخ گوید؛ چنان كه مفاد آیه كریمه «فَأقِمْ وجهَكَ للدینِ حَنیفا فِطْرَتَ اللّه‏ التی فَطَرَ الناسَ علیها...» ترجمه: پس روى خود را متوجّه آیین خالص پروردگار كن! این فطرتى است كه خداوند، انسانها را بر آن آفریده دگرگونى در آفرینش الهى نیست این است آیین استوار ولى اكثر مردم نمى‏دانند! (روم / 30) همین است. این تعریف مشابه تعریف سابق است. مرحوم سید مرتضی در تعریف دین گفته است: دین در اصطلاح شرع، عبارت است از آن چه پیامبر اكرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله به سوی آن دعوت كرده است( رسائل الشریف المرتضی، ج 2 ، ص 270 ). این تعریف نیز ناظر به دین حق است و از آن جهت به دین اسلام اختصاص داده شده است كه آخرین دین الهی است.

7 ـ دین، عبارت از مجموع عقاید، اخلاق، قوانین و مقرراتی است كه برای اداره امور جامعه انسانی و پرورش انسان‏ها باشد، گاهی همه این مجموعه حق و گاهی همه آن باطل و زمانی مخلوطی از حق و باطل است. اگر مجموعه حق باشد، آن را دین حق، و در غیر این صورت آن را دین باطل یا التقاطی از حق و باطل نامند. این تعریف نیز به سان دو تعریف اوّل و دوم، عام است و دین حق و باطل را شامل می‏شود.

8 ـ دین، در اصطلاح به معنای اعتقاد به آفریننده‏ای برای جهان و انسان و دستورهای عملی متناسب با این عقاید است. از این روی، كسانی كه مطلقا معتقد به آفریننده‏ای نیستند و پیدایش پدیده‏های جهان را تصادفی و یا صرفا معلول فعل و انفعالات مادی و طبیعی می‏دانند «بی‏دین» نامیده می‏شوند، اما كسانی كه معتقد به آفریننده‏ای برای جهان هستند، هر چند عقاید و مراسم دینی ایشان توأم با انحرافات و خرافات باشد «دین‏دار» شمرده می‏شوند و براین اساس ادیان موجود در میان انسان‏ها به «حق» و «باطل» تقسیم می‏شوند و دین حق، عبارت است از آیینی كه دارای عقاید درست و مطابق با واقع بوده، رفتارهایی را مورد توصیه و تأكید قرار می‏دهد كه از ضمانت كافی برای صحت و اعتبار برخوردار باشند. این تعریف از تعریف‏های اوّل و دوم و هفتم اخصّ است؛ زیرا مكاتب مادی را شامل نمی‏شود، ولی از تعریف‏های پنجم و ششم اعم است؛ زیرا ادیان باطل را نیز شامل می‏شود.

9 ـ دین، نوعی انقلاب فكری است كه انسان را در زمینه‏های گوناگون، به كمال رهبری می‏كند. این زمینه‏ها عبارتند از:

الف) افكار و عقاید انسان را رشد داده از خرافات و اوهام حفظ می‏كند؛
ب) اصول اخلاقی را تكمیل می‏كند؛
ج) روابط اجتماعی را نیكو می‏سازد؛
د) امتیازات قومی و نژادی را لغو می‏كند.
این تعریف، تنها دین حق را شامل می‏شود، و از این نظر مانند تعریف‏های پنجم و ششم است.

10 ـ دین، به مجموعه تكالیفی كه بندگان به وسیله آن‏ها خدا را اطاعت می‏كنند، گفته می‏شود و در این صورت، مرادف با ملت و شریعت است.

11ـ دین، از دو ركن اساسی تشكیل می‏گردد:

ركن اول) اعتقاد به وجود خداوند كه جامع همه صفات كمالیه است؛ جهان را بر مبنای حكمت برین خویش آفریده است و انسان را به وسیله دو راهنمای بزرگ (عقل به عنوان حجت درونی و انبیا و اوصیا به عنوان حجت برونی) در مجرای حركت تكاملی تا ورود به لقاء الله قرار داده است و اعتقاد به ابدیت كه بدون آن، حیات و كل جهان هستی معمایی لاینحل است.
ركن دوم) برنامه حركت به سوی هدف است كه احكام و تكالیف نامیده می‏شود. مبنای این دو ركن ( احكام و تكالیف) بر دو امر استوار است:

1 ـ اخلاقیات: احكامی كه برای تحصیل شایستگی‏ها و تهذیب نفس و تصفیه درون مقرر شده است.

2 ـ احكام فقهی كه به دو قسم احكام اوّلیه و ثانویه تقسیم می‏شوند. احكام اوّلیه مستند به نیازهای ثابت انسان‏ها است كه جز در موارد اضطرار و تبدل موضوع، هرگز قابل تغییر و دگرگونی نمی‏باشد و احكام ثانویه در هنگام بروز ضرورت‏های زندگی فردی یا اجتماعی مقرّر می‏شوند.
حاكم، در این موارد، احكامی را برای پاسخگویی به آن ضرورت‏ها مقرّر می‏دارد كه پس از منتفی شدن آن ضرورت‏ها، آن احكام نیز منتهی می‏گردد و احكام اوّلیه بر مبنای نیازهای ثابت به جریان می‏افتد. این تعریف، در حقیقت ناظر به دین و آیین اسلام است و با توجه به تعالیم و احكام آن تنظیم گردیده است، به گونه‏ای كه راز خاتمیت دین را نیز به اجمال بیان كرده است؛ یعنی تعریف مزبور، ویژه دین خاتم است، نه مطلق ادیان توحیدی و شرایع آسمانی.

12 ـ دین، به معنای عام، نوعی ارتباط ماورای طبیعت و خدا، با انسان برای رشد و به كمال رساندن آدمی است، و به معنای خاصی، مجموعه‏ای از هستها و بایدهای مستند به خداوند است كه از طریق وحی و سنّت معصومان علیهم‏السلام برای هدایت و كمال انسان‏ها ظهور یافته است.به عبارت دیگر، دین، مجموعه‏ای از هدایت‏های عملی و علمی است كه از طریق وحی و سنّت برای فلاح و رستگاری آدمی در دنیا و آخرت، آمده است.

تعریف عام دین مشروط به اعتقاد به جهان ماورای طبیعت و ارتباط با عالم غیب نیست. بلكه هر نوع مرام و مسلك زندگی را كه بر نوعی جهان‏بینی مبتنی باشد، شامل می‏شود، و تعریفی كه در پایان ارایه شده، تعریف دین حق است.

13 ـ دین، عبارت است از كلی اعتقاد به آن چه متعلَّق اعتقاد قرار می‏گیرد؛ مانند وجود خدا و اعمالی چون نماز.توضیح: انسان دین‏دار، اعتقاداتی دارد و متعلَّق اعتقاد او یا وجود خارجی است ـ مثلاً وجود خداوند ـ یا عملی ارزشی است ـ مثلاً اقامه نماز ـ كه در هر دو قسمت، چهار مطلب به موازات یكدیگر قابل تفكیك هستند كه یكی از آن چهار مطلب همان دین است: مثلاً در قسمت اوّل كه متعلّق اعتقاد وجود خارجی است، چهار مطلب قابل تفكیك عبارتند از:


1 ـ وجود خدا.

2 ـ اعتقاد به وجود خدا ـ یعنی كلّیِ اعتقاد ـ اعم از این كه من، به وجود خدا اعتقادی داشته باشم یا نه.

3 ـ این مطلب كه «خدا وجود دارد» در قرآن آمده است.

4 ـ اعتقاد شخصی من به خدا.

از چهار مطلب پیشین قِسم اوّل (= وجود خدا) دین نیست. این مطلب كه «در قرآن آمده "خدا وجود دارد"» نیز دین نیست؛ بلكه این متن دینی، كاشف از دین و وجود خداوند است. اعتقاد شخصی من به وجود خداوند نیز دین نیست، بلكه تدین است. باقی می‏ماند اعتقاد به وجود خداوند ـ كلّی اعتقاد ـ كه این همان دین است. همین تفكیك در مورد تشریعات نیز قابل اجراست. شكی نیست كه كلّی اعتقاد، امری ذهنی است و نمی‏توان دین را به آن تفسیر كرد و اگر مقصود، لزوم داشتن چنین اعتقادی است، قطعا جنبه فردی و شخصی دارد، و این همان تدین است. پس دین، عبارت است از مجموعه معارف اعتقادی و عملی كه از طریق وحی، بر بشر عرضه شده است.

 
 
 
 
 
 
 
 
 

1- مقاله درآمدى بر دين پژوهى و واژه‏شناسى‏دين ، نوشته على ربانى گلپايگانى ، برخی منابع مقاله:الميزان، ج 2 ، ص 342 و ص 130 و ج 9 ، ص 404 و ج 16 ، ص 193،علا

 
   
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران (my.tahoor.com) اقدام نمایید.
 
 
 
 

تعریف دین از نظر دانشمندان اسلامی

تعریف دین از نظر علمای ادیان

تعریف دین از نظر دانشمندان غربی

 
 
 
 

1- مقاله درآمدى بر دين پژوهى و واژه‏شناسى‏دين ، نوشته على ربانى گلپايگانى ، برخی منابع مقاله:الميزان، ج 2 ، ص 342 و ص 130 و ج 9 ، ص 404 و ج 16 ، ص 193،علا

 
 
 
 
 
 
   
 
 
 
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور