جستجو
     
  
 
 
کتاب صوتی آه بر اساس ترجمه نفس المهموم
 
 
 
 
 
قیس بن سعد انصاری (8)
733
 
 

Tahoor_invitation سخن نهائى ما درباره قیس؛
او از استوانه هاى دین و ارکان مذهب است.
امید است تو اى خواننده عزیز پس از دقت بیشتر در مطالبی که راجع به این شخصیت بزرگ نقل کردیم: فضائل و صفات برجسته او، دانشها و فرهنگها و بینش هایش دور اندیشى و عقیده راستین و استوارش و درستى و درستکارى او، جانفشانیهایش در راه یارى پیشوایش و پاى دارى پرچم اسلام در دوران زندگى پیامبر و امیر المؤمنین به وسیله او و ثبات و پایداریش در دوران امام حسن آنگاه که خلق از او روى گردانیدند و دست از همکارى با او کشیدند! صراحت بیان و سخنان حقى که تا پایان زندگى در هر محفل و مجتمعى بى پرده بیان مى داشت و فریب نخوردن او از جلوه هاى باطل و آرایش بى دینى و مال و منال فراوان معاویه که براى انحراف او از دینش و فریب دادن او در اختیارش گذارده شد، آنگاه که یک میلیون درهم به او بخشید تا با او همکارى کند و یا از فعالیت علیه او خوددارى نماید... دیگر با توجه به این امور هیچ گونه تردیدى به خود راه ندهید که قیس از پایه هاى محکم دین و ستونهاى استوار مذهب و از بزرگان امت و دعوت کنندگان به سوى حق است و بنابراین آنچه در کتب و تواریخ مشتمل بر شرح حال او نسبت به ستایش مقام و شخصیت او ضبط و ثبت گشته با همه مبالغه اى که در آن به کار رفته گویاى مقام شامخ و حقیقت بارز شخصیت او نیست.

آرى- هرگاه در خاندان سعد فرزندى همچون قیس وجود نمى داشت رسول خدا دست به دعا برنمی داشت و این چنین نمى گفت: «پروردگارا: درودها و رحمت خود را بر خاندان سعد بن عباده قرار ده». و در غزوه «ذى قرد» نمى فرمود: «خداوندا رحمت را بر سعد و خاندانش ارزانى دار چه نیک مردى است سعد بن عباده!». و باز آنگاه که در خانه سعد غذا صرف فرمود نمى گفت: «طعام شما را نیکان خوردند و فرشتگان بر شما درود فرستادند و روزه داران بر خان گسترده شما افطار کردند». و یا آنگاه که شتر بارکش رسول خدا گم شده بود و از طرف سعد بن عباده شترى براى حمل توشه در اختیار آن جناب گذارده شد، نمى فرمود: «خداوند بر شما دو نفر (پسر و پدر) برکت دهد اى ابا ثابت (کنیه سعد پدر قیس) بشارت باد تو را که رستگار شدى. همانا به وجود آوردن جانشین ها و فرزندان شایسته در دست خدا است و به هر کس اراده کند و مشیتش قرار گیرد جانشینى شایسته و پسندیده مى بخشد به تحقیق پروردگار فرزندى پاک دامن و نیکو سیرت به تو عنایت فرموده است». پس تو اى خواننده، آثار رحمت و مظاهر درود و جلوه گاههاى فضل پروردگار را در قیس مشاهده نما و رحمت و برکت الهى را که بواسطه دعاى پیامبر (ص) نصیب او و خاندانش شد بنگر- درود و رحمت خدا و برکاتش بر او باد. قیس بن سعد را با شیخین (ابو بکر و عمر) در داستان طوق خالد بن ولید سخنان و مناظراتى است که ابو محمد دیلمى، حسن بن ابى الحسن در ارشاد القلوب جلد دوم ص 201 متذکر آنها شده و بیان کرده که قیس با زبانى فصیح و نطقى گویا و بیانى رسا و ایمانى محکم و دلى با جرأت در مقابل آنان این سخنان را گفته و ما براى رعایت اختصار از ذکر آن صرف نظر مى کنیم.

استادان قیس و کسانى که از او روایت کرده اند
به طوری که در کتاب الاصابة و تهذیب التهذیب آمده است: سرور و فرمانرواى قبیله خزرج (قیس) از رسول خدا (ص) و مولاى متقیان امیر المؤمنین على (ع) و از پدرش سعد روایت نموده است. از جمله روایات او از پدرش روایتى است که حافظ محمد بن عبد العزیز جنابذى حنبلى در کتاب «معالم العترة» به طور مرفوع از قیس و او از پدرش نقل کرده است که او از على بن أبى طالب رضى الله عنه شنیده که مى فرمود: «در روز جنگ احد شانزده ضربت بر من وارد شد در چهار ضربت از پاى درآمدم و بر زمین افتادم مردى خوش صورت و نیک چهره و خوشبو نزد من آمد و بازویم را گرفت و مرا از جاى بلند کرد و فرمود: روى به دشمن آور تو در حال پیروى از دستور خدا و رسول هستى و آن دو از تو خوشنودند بعد از آن نزد رسول خدا آمدم و جریان را به آن حضرت گفتم. رسول خدا فرمود: اى على خداوند دیدگانت را روشن گرداند او جبرئیل بوده است». هم چنین قیس از عبد الله بن حنظلة بن راهب انصارى نیز روایت مى کند نامبرده در سال 63 «2» (یوم الحره) کشه شد در حالی که در آن روز انصار با او بیعت نموده بودند. ابن حجر در «تهذیب التهذیب» جلد دوم صفحه 193 و جلد پنجم ص 193 و جلد 8 ص 396 روایت قیس را از نامبرده ذکر نموده است. افراد بسیارى از صحابه و تابعین از قیس روایت نموده اند که بعضى از آنها در «حلیة الاولیاء» و «اسد الغابة» جلد چهارم ص 215 و «الاصابة» جلد سوم ص 249 و تهذیب التهذیب جلد 8 ص 396 ذکر شده اند به این شرح:
1- انس بن مالک انصارى خادم رسول خدا (ص).
2- بکر بن سوادة، بطوریکه در «السنن الکبرى» تألیف بیهقى جلد 10 ص 222 مذکور است نامبرده حدیثى را در ملاهى از قیس روایت نموده است.
3- ثعلبة بن ابى مالک القرظى.
4- عامر بن شراحیل الشعبى متوفاى سال 104.
5- عبد الرحمن بن ابى لیلى انصارى که از یاران خاص أمیر المؤمنین و در جنگ جمل پرچمدار آن حضرت بود، حجاج بن یوسف ثقفى آنقدر او را تازیانه زد که شانه هایش سیاه گشت و در عین حال ناسزا به على نگفت و از او تبرى نجست، یاران رسول خدا و صحابه خاص آن حضرت گرد او جمع شده و او برایشان حدیث مى گفت و همگى ساکت نشسته و گوش فرا می دادند عبد الله حارث گوید: «گمان نمى کنم زنها بتوانند فرزندى هم چون او بزایند». ابن معین و عجلى وعده اى دیگر او را موثق دانسته اند. وى در سال 81- یا 2 و 3 و 6 دیده از جهان فرو بست و ابن خلکان در ص 296 جلد اول تاریخش و بسیارى از تاریخ نویسان شرح حال او را نگاشته اند.
6- عبد الله بن مالک جیشانى متوفاى سال 77 و ابن حجر در جلد پنجم تهذیب ص 380 شرح حال او را آورده و از گروهى نقل کرده که او را ثقه دانسته اند. مرثد گوید که: او در بین مردم مصر از همه عابدتر و پرهیزگارتر بود، وى از أمیر المؤمنین و عمر و ابى ذر و معاذ بن جبل و عقبة روایت می کرده است.
7- ابو عبد الله عروة بن زبیر بن عوام اسدى مدنى.
8- ابو عمار عریب بن حمید همدانى. وى از أمیر المؤمنین و حذیفه و عمار و ابى میسرة روایت می کرده است احمد و دیگران او را ثقه و مورد اطمینان مى دانسته اند، به جلد 7 تهذیب التهذیب ص 191 مراجعه کنید.
9- ابو میسره عمرو بن شرجیل همدانى کوفى متوفاى سال 63، شهید دوم استاد و شخصیت بزرگوار شیعه او را در کتاب درایه اش ستوده و گفته است: وى جزء تابعین و مردى با فضیلت و از اصحاب محمد بن مسعود بوده است. ابن حجر در جلد سوم «الاصابة» ص 114 و جلد 8 تهذیب ص 47 شرح حال او را آورده و گفته است: ابن حبان او را جزء ثقات دانسته و گوید: او از عبادت کنندگان بود و از بس نماز خوانده بود زانوهایش هم چون زانوى شتران وصله بسته بود.
10- عمرو بن ولید سهمى مصرى متوفاى سال 103 مولا و غلام عمرو بن عاص که از عده بسیارى از صحابه حدیث نقل کرده است و یکى از آنها «قیس» است چنانکه در تهذیب التهذیب جلد هشتم ص 116 این مطلب آمده است از جمله احادیثى که از قیس روایت کرده حدیثى است درباره لهو و لعب که آن را بیهقى در جلد دهم «السنن» ص 222 از طریق قیس نقل نموده است.
11- ابو نصر میمون بن ابى شبیب ربعى کوفى متوفاى سال 83 و به او رقى نیز گفته شده است این شخص از أمیر المؤمنین و عمرو معاذ بن جبل و ابى ذر و مقداد و ابن مسعود روایت می کرده است ابن حجر شرح حال او را در کتاب تهذیبش ذکر کرده است.
12- هزیل بن شرجیل از دى کوفى چنانکه در کتاب حلیة الاولیاء جلد 5 ص 24 و الاصابة جلد سوم ص 620 ذکر شده است.
13- ولید بن عبدة غلام عمرو بن عاص به طوری که در جلد 11 کتاب تهذیب ابن حجر ص 141 آمده است وى از قیس روایت می کرده است و شاید این همان عمرو بن ولید باشد همچنانکه از کلام دارقطنى ظاهر مى گردد.
14- ابو نخیع یسار ثقفى مکى که در سال 109 در گذشته است. ابن حجر در کتاب تهذیبش از عده اى نقل کرده است که او را ثقه دانسته اند و ابن اثیر در جلد چهارم «اسد الغابة» ص 215 روایتى را از قول او از طریق قیس از رسول خدا نقل نموده که آن حضرت فرمود: اگر دانش در ثریا و به آن چسبیده شده باشد مردمانى از فارس به آن دست خواهند یافت. ابو بکر شیرازى متوفاى سال 407 در «الالقاب» این روایت را از وى نقل کرده است چنانکه در ص 4 کتاب تبییض الصحیفه آمده است.
ادامه دارد...

 
 
 
 
 
 
 
 
 

ترجمه الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏3، ص: 167

 
   
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران (my.tahoor.com) اقدام نمایید.
 
 
 
 

قیس بن سعد انصاری (7)

قیس بن سعد انصاری (9)

قیس بن سعد انصاری (10)

 
 
 
 

ترجمه الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏3، ص: 167

 
 
 
 
 
 
   
 
 
 
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور