جستجو
     
  
 
 
کتاب صوتی آه بر اساس ترجمه نفس المهموم
 
 
 
 
 
نعمتهای معنوی بهشت (11)؛ درجات و مقام های بهشت (1)
718
 
 

Tahoor_invitation قرآن مجید مراتب، درجات و مقام های اخروی را گاهی به طور اجمال و سربسته بیان می کند؛ مانند: "انظر کیف فضلنا بعضهم علی بعض وللاخرة أکبر درجات وأکبر تفضیلا"؛ سوره ی إسراء، آیه ی 21، این جمله اشاره است به تفاوت درجات که از سعى و کوشش انسان ناشى مى شود. تا کسى توهم نکند که سعى بسیار و سعى اندک هر دو یکى است، و در آخرت فرقى با هم ندارند، آرى اگر خداوند فرقى میان عمل کم و عمل بسیار و عمل خوب و خوبتر نگذارد در حقیقت آن ما زاد را که بیشتر و خوبتر است، شکرگزارى نکرده و مورد قبول درگاهش ننموده است. بنابراین، معناى" بعضهم"،" بعض الناس" خواهد بود، و از قرینه" و للآخرة أکبر" مى فهمیم که تفضیل بعض الناس در دنیا مى باشد یعنى ما بعضى از مردم را در دنیا بر بعضى دیگر برترى دادیم و برترى در دنیا به این است که مال و متاع و جاه و فرزند و نیرو و شهرت و ریاست و آقایى و مقبولیت در بین مردم که متاعهاى دنیایند در بعضى بیشتر از بعضى دیگر باشد. و معناى اینکه فرمود:" و للآخرة أکبر درجات و أکبر تفضیلا" این است که هم خود آخرت بزرگتر از دنیا است، و هم برتریها و امتیازاتش بزرگتر از برتریها و امتیازات دنیا است، پس کسى خیال نکند که اهل آخرت در زندگى یکسانند و نیز توهم نکند که تفاوت زندگى اهل آخرت مانند تفاوت در زندگى دنیا است، بلکه آخرت خانه ایست وسیع تر از دنیا، وسعتى که نمى شود آن را به چیزى قیاس کرد.آرى برتریهاى دنیایى به خاطر اختلافى است که در اسباب مادى دنیا است، و چون این اسباب محدود است و دنیا دار تزاحم است در نتیجه برتریهاى دنیا هم محدود است، به خلاف برتریهاى آخرت که به خاطر اختلاف اسباب کونیه نیست، بلکه به خاطر اختلافى است که جانها و دلها در ایمان و اخلاص که از احوال قلب است، دارند و اختلاف احوال قلب وسیع تر از اختلاف احوال جسم است، وسعتى که نتوان با چیزى مقایسه کرد، هم چنان که فرمود:" إن تبدوا ما فی أنفسکم أو تخفوه یحاسبکم به الله؛ اگر اظهار کنید آنچه در دلها دارید و یا پنهانش کنید خداوند با آن محاسبه تان مى کند". سوره ی بقره، آیه ی284، و نیز فرموده:" یوم لا ینفع مال و لا بنون إلا من أتى الله بقلب سلیم؛ روزى که مال و فرزندان سودى نبخشد مگر کسى که با دل سالم نزد خدا آید". سوره ی شعراء، آیه ی89. بنابراین نتیجه این مى شود که خداى سبحان رسول گرامى خود را دستور مى دهد که فضیلتها و برتریهاى اعتبارى را که در میان اهل دنیا هست وسیله قرار داده و از آن برتریها به برتریهاى درجات آخرت پى ببرد، چون برتریها باعث اختلاف ادراکات باطنى و نیات و اعمال مى شود، آرى هر چه قدرت بیشتر شد عملهاى بیشترى براى انسان مقدور مى شود، و هر چه آن کم شد این نیز کم مى گردد، و همین اختلاف باعث اختلاف درجات آخرت خواهد شد.
در دنیا برخی از نظر رفاه و امکانات مادی بر دیگران برتری دارند. این تفاوت در آخرت بیش از دنیا و چشمگیرتر است. بالا بردن درجات به دست خداست: "رفیع الدرجات ذوالعرش"، سوره ی غافر، آیه ی 15، و در برابر ویژگیهای نیکوی مؤمنان ترفیع درجه می بخشد. درجات بندگان صالح را بالا مى برد، چنان که در آیه 11 سوره مجادله نیز آمده است یرفع الله الذین آمنوا منکم و الذین أوتوا العلم درجات:" خداوند درجات مؤمنان و عالمان را بالا مى برد". او حتى در میان پیامبران، آنها که از عهده امتحانات بیشترى بر آمدند و مقام اخلاص را به مرز بالاترى رساندند فضیلت و برترى داده است تلک الرسل فضلنا بعضهم على بعض " سوره ی بقره، آیه ی235. او انسانها را جانشینان و نمایندگان خود در زمین قرار داده، و بر طبق شایستگیها بعضى را بر بعضى برترى بخشیده است" و هو الذی جعلکم خلائف الأرض و رفع بعضکم فوق بعض درجات" سوره ی انعام، آیه ی165. اگر در آیه گذشته دعوت به اخلاص در دین شده در اینجا مى گوید خداوند درجات شما را به میزان اخلاصتان بالا مى برد، آرى او" رفیع الدرجات" است. اینها همه در صورتى است که "رفیع" را به معنى رافع و بالا برنده تفسیر کنیم، ولى بعضى گفته اند" رفیع" در اینجا را به معنى" مرتفع" است، بنا بر این رفیع الدرجات اشاره به اوصاف بلند و عالى خدا است: او در علمش بلند مرتبه است، و در قدرتش نیز بلند مرتبه، تمام اوصاف کمال و جمالش آن قدر مرتفع و بالا است که هماى بلند پرواز عقل و دانش بشرى هرگز به اوج آن نمى رسد.و از آنجا که "رفیع" در لغت به هر دو معنى آمده است آیه فوق به هر یک از دو معنى ممکن است تفسیر شود، ولى از آنجا که تناسب بحث در آیات با مساله پاداش به اعطاى درجات عالى به بندگان صالح است معنى اول مناسبتر به نظر مى رسد هر چند به عقیده ما که استعمال لفظ را در بیش از یک معنى جایز مى دانیم جمع میان هر دو تفسیر بى مانع است، مخصوصا در مورد آیات قرآن که الفاظ آن مفاهیم وسیع و گسترده اى دارد.
«رفیع الدرجات» صفت فعل پروردگار است و رفیع صفت مشبهه بمعناى رافع است و گفته شده بمعناى آنستکه درجات قرب پیامبران و اهل ایمان را در بهشت بالا میبرد. و نیز گفته شده بمعناى آنستکه طبقات هفتگانه آسمان را بالا برده و نگهداشته است. و نیز گفته شده بیان صفت فعل پروردگار است که عرش و عوالم امکانى را آنچنان رفعت داده که به قیاس عوالم نسبت بیکدیگر تفاوت درجه و مقام زیاده بر تصور دارند. مثلا غرض و محصول جهان خلقت بشر است درجات و مقاماتى براى بشر مقرر نموده که درجات کامل و کاملتر آن بقیاس درجه ناقص آن تفاوت زیاده بر فهم و تصور دارد درجه کامل و کاملتر آن مقام خلت و روح الله و کلیم الله و مقام نخستین نقطه امکانى و قاب قوسین اوادنى است که اینگونه رفعت مقامات قرب و درجات سعه وجودى غیر قابل درک است قدسیان نیز از درک آن قاصرند. و درجه و مقام نازل از بشریت و انحطاط آن تا آنجا که گویدا لیتنی کنت ترابا)
اى کاش که نعمت هستى و روح مرا فرا نمیگرفت و بصورت و سیرت خاک که فاقد همه گونه استعداد است بودم و باین سیرت پلید و محروم از هر رحمت محکوم نمى شدم خلاصه کاش روح من تنزل ننموده بدنیا نیامده و نیروى فطرت خدا داده در نهادم سپرده نشده بود که نور فطرت را خاموش نمایم و بشقاوت ابدى محکوم شوم بدیهى است فاصله مقام رسولان که باقصى درجه تعالى و ارتقاء رفعت بقرب کبریائى یافته اند بقیاس اشقیاء قابل درک و فهم نیست و هم چنین مقامات و درجات فرشتگان مقرب و حاملین عرش کبریائى را با درجات نازل از فرشتگان و نیروهاى غیبى که مأمور اجراى پاره اى از حوادث و امور نازل هستند نمیتوان مقایسه نمود.
به عبارت دیگر تفاوت مقامات و درجات هر یک از عوالم و سلسله موجودات و هم چنین طبقات که براى هر یک از عوالم مقرر فرموده تفاوت آنها از یکدیگر قابل درک و فهم نیست بلکه قدسیان و فرشتگان مقرب نیز از درک آن قاصرند مثلا درک و احاطه بر تفاوت مقام هر یک از رسولان با یکدیگر زیاده بر قدرت قدسیان میباشد و هم چنین از درک رفعت مقام هر یک از رسولان نیز قاصرند از جمله خلقت بشر که غرض از نظام امکانى است آنچنان مرموز و نهفته و عمیق است که مقام قدس فرشتگان نیز قاصر است از درک و احاطه بر سیرت فردى از بشر و شاهد بر رفعت و تعالى خلقت بشر آن است که جز ساحت کبریائى بر کمون و سیرت افراد بشر احاطه شعورى نخواهد داشت.

در برخی از آیات قرآن پنج صفت بارز که سهمی در ترفیع درجه دارد بازگو شده است:
1 ـ "إنما المؤمنون الذین إذا ذکر الله وجلت قلوبهم"؛ مؤمنان همان کسانی هستند که چون خدا یاد شود دلهایشان بترسد.
2 ـ "وإذا تلیت علیهم ایاته زادتهم إیمانا"؛ و چون آیات او بر آنان خوانده شود بر ایمانشان بیفزاید.
3 ـ "وعلی ربهم یتوکلون"؛ و بر پروردگار خود توکل می کنند.
4 ـ "الذین یقیمون الصلوة"؛ همانان که نماز را برپا می دارند.
5 ـ "و مما رزقناهم ینفقون"؛ و از آنچه به ایشان روزی داده ایم انفاق می کنند.
"أولئک هم المؤمنون حقا لهم درجات عند ربهم ومغفرة ورزق کریم"؛ سوره ی انفال، آیه 4، آنان هستند که حقا مؤمنند. برای آنان نزد پروردگارشان، درجات و آمرزش و روزی نیکوست.

مراد از درجات در:" لهم درجات عند ربهم" مراتب قرب به خدا است
و مستقر گشته که داراى پنج صفت بالا باشند، و به همین جهت هم اجر کریم ایشان را مطلق ذکر کرده و توضیح نداده که چیست بلکه فرموده:" لهم درجات عند ربهم". پس صفات کمال و ثواب و اجر عظیمى که اینگونه مردم دارند همان صفات و ثواب و اجرى است که مؤمنین حقیقى داراى آنند. و اینکه فرمود:" لهم درجات عند ربهم و مغفرة و رزق کریم"، کلمه" مغفرت" به معناى گذشت الهى از گناهان است، و" رزق کریم" نعمت هاى بهشتى است که نیکان از آن ارتزاق مى کنند، و این تعبیر در چند جاى قرآن واقع شده، مانند آیه" فالذین آمنوا و عملوا الصالحات لهم مغفرة و رزق کریم، و الذین سعوا فی آیاتنا معاجزین أولئک أصحاب الجحیم؛ پس کسانى که ایمان آورده و اعمال صالح مى کنند ایشان راست مغفرت و رزق کریم، و کسانى که در ابطال آیات ما بذل جهد مى کنند به خیال آنکه موفق مى شوند، آنان اصحاب دوزخند". سوره حج آیه 51 و امثال آن.
و از همین جا معلوم مى شود که منظور از" درجات" در جمله" لهم درجات عند ربهم" مراتب قرب و منزلت و درجات کرامت معنوى است، و همین طور هم هست، براى اینکه مغفرت و جنت از آثار مراتب قرب به خداى سبحان و فروع آن است. البته درجاتى که خداى تعالى در این آیه براى مؤمنین نامبرده اثبات مى کند تمامى آن براى فرد فرد مؤمنین نیست، بلکه مجموع آن براى مجموع مؤمنین است، براى اینکه درجات مذکور از آثار و لوازم ایمان است، و چون ایمان داراى مراتب مختلفى است، لذا درجات هم که خداوند به ازاى آن مى دهد مختلف مى باشد، بعضى از مؤمنین کسانى هستند که یکى از آن درجات را دارا مى شوند، بعضى دیگر دو درجه و بعضى چند درجه بحسب اختلافى که در مراتب ایمان ایشان است.
مؤید این معنا آیه" یرفع الله الذین آمنوا منکم و الذین أوتوا العلم درجات؛ خداوند کسانى را که ایمان آورده و کسانى را که علم داده شده اند به درجاتى برترى مى دهد". سوره مجادله آیه 11 و آیه" أ فمن اتبع رضوان الله کمن باء بسخط من الله و مأواه جهنم و بئس المصیر، هم درجات عند الله و الله بصیر بما یعملون؛ پس آیا کسى که به پیشروى در جهاد خشنودى خدا را دنبال کرده مثل کسى است که (با فرار از آن) برگشته و خشمى از خدا را همراه مى آورد، و سرانجامش جهنم است که بازگشت گاه بدى است؟، مردم داراى درجاتى نزد خدا هستند، و خدا به آنچه مى کنند بینا است". سوره آل عمران آیه 163 است. پس مى توان گفت تفسیرى که بعضى کرده و درجات آیه را به درجات بهشت معنا کرده اند تفسیر صحیحى نیست، و متعینا باید همان معناى سابق ما را کرده و گفت: منظور از آن درجات قرب به مقام پروردگار است، گو اینکه این درجات ملازم با درجات بهشت هم هست.
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: "بتمام الإیمان دخل المؤمنون الجنة وبالزیادة فى الإیمان تفاضل المؤمنون بالدرجات عندالله وبالنقصان دخل المفرطون النار"؛ با ایمان تام و تمام مؤمنان وارد بهشت می گردند، ولی وقتی ایمان فزونی یابد مؤمنان درجاتشان نزد خدا برتری می یابد. اما وقتی ایمان ناقص باشد تفریط گران بدین سبب وارد آتش می شوند.
علی بن ابراهیم در تفسیر آیه مزبور گفته است: این آیه در شأن امیرالمؤمنین (علیه السلام)، ابوذر، سلمان و مقداد نازل شده است.
گفتنی است، این درجات، امری اعتباری و قراردادی محض نیست تا در پرونده ی کسی به منظور ترغیب و تشویق به خدمت ثبت یا بر دوش او نصب شود، بلکه درجه ای است که رتبه و مقام تکوینی انسان را بالا می برد. از این رو در آیه دیگر فرمود: "هم درجات عندالله والله بصیر بما یعملون"؛ سوره ی آل عمران، آیه ی 163 اینان خودشان درجاتی هستند نزد خدا و خدا به آنچه می کنند بیناست.
عمار ساباطی گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره ی معنای آیه یاد شده پرسیدم. فرمود: آنان که از "رضوان الله" پیروی می کنند ائمه ی طاهرین (علیهم السلام) هستند. ای عمار به خدا سوگند پیشوایان دین (علیهم السلام) درجات مؤمنان هستند و به اندازه ولایت و معرفتشان به ما، خدا کردارشان را چند برابر می کند و خداوند درجات والای آنان را بالا می برد؛ "فقال: ألذین اتبعوا رضوان الله هم الأئمه (علیهم السلام) وهم والله یا عمار درجات للمؤمنین وبولایتهم ومعرفتهم إیانا یضاعف الله لهم أعمالهم ویرفع الله لهم الدرجات العلی". پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: بهشت صد درجه دارد و فاصله میان هر درجه با درجه دیگر به اندازه زمین و آسمان است: "الجنة ماة درجة مابین کل درجة منها کما بین السماء والأرض...".
ادامه دارد...

 
 
 
 
 
 
 
 
 

ترجمه المیزان، ج‏9، ص: 12، ج‏13، ص: 94

تفسیر موضوعی آیة الله جوادی ج5 ص344

تفسیر نمونه، ج‏20، ص: 52

انوار درخشان، ج‏14، ص: 306

 
   
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران (my.tahoor.com) اقدام نمایید.
 
 
 
 

نعمتهای معنوی بهشت (11)؛ درجات و مقام های بهشت (2)

مقامات و درجات بهشتی (7)؛ دو بهشت (2)

نعمتهای معنوی بهشت (17)؛ جایگاهی پسندیده نزد پادشاهی توانا

 
 
 
 

ترجمه المیزان، ج‏9، ص: 12، ج‏13، ص: 94

تفسیر موضوعی آیة الله جوادی ج5 ص344

تفسیر نمونه، ج‏20، ص: 52

انوار درخشان، ج‏14، ص: 306

 
 
 
 
 
 
   
 
 
 
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور