جستجو
     
  
 
 
کتاب صوتی آه بر اساس ترجمه نفس المهموم
 
 
 
 
 
زبان شناسی (1)
1,231
 
 

Tahoor_invitation

زبان چیست؟ بنابر گواهی تاریخ، بشر از دیرباز به صورت اجتماعی می زیسته و یکی از مهمترین نیازهای آدمی در زندگی اجتماعی برقراری ارتباط با همنوعان و ایجاد تفاهم بوده است. بشر همواره برای برقراری ارتباط در جوامع خود از وسایل و ابزارهای مختلفی سود می برده است که در این میان زبان مهمترین ابزار و وسیله به شمار می آید. بنابراین زبان یک نهاد اجتماعی است. بدین معنی که افراد یک اجتماع به منظور آگاهی از مقاصد یکدیگر و برای برقراری ارتباط با همدیگر، عناصر آن را برقرارکرده اند.

صورتهای دوگانه ی زبان
زبان دارای دو صورت یا دو نمود ملفوظ ومکتوب است. نمود ملفوظ آن عبارت است از ارتشاعات صوتی که در هوا پخش می شود و ناپایدار است و نمود مکتوب آن عبارت است از ثبت و ضبط گونه ای از نمود ملفوظ و مکتوب هستند به پیروی از یک سنت دیرینه همیشه صورت مکتوب بر صورت ملفوظ آن برتری داشته است. جدا بودن مرز نمودهای ملفوظ و مکتوب زبان موجب شده که امروز نیز در زبان فارسی دو اصطلاح فارسی عامیانه و فارسی ادبی را به کار بریم. در حقیقت منظور از فارسی عامیانه نمود ملفوظ ومنظور از فارسی ادبی نمود مکتوب آن است.

صورت مکتوب زبان و جلوگیری از تحول سریع آن
باید توجه داشت که نمود مکتوب زبان از تحول سریع و آزاد آن جلوگیری می کند و دستور زبان که این نمود زبانی را بررسی می کند موجب حفظ ثبات نسبی نمودمکتوب، و مانع تحول و دگرگونی های سریع قالب های زبانی می شود. بدین سبب است که نمود مکتوب زبان فارسی جدید از هزار سال پیش تاکنون تحولی مهم نداشته است و حتی در بعضی موارد که صورت ملفوظ کاملا تغییر یافته و در آن مورد اختلافی بین تلفظ با سوادان و بی سوادان نیست باز هم صورت مکتوب فرم تلفظی قدیمی را حفظ می کند مثل: واژه های خواب، خویش و مانند اینها که صورت مکتوب به جای «خ» معادل تلفظی قدیمی آن یعنی خو را حفظ کرده است. روی هم رفته تحول و دگرگونی های زبانی در بین آن دسته از مردمی که سواد خواندن و نوشتن ندارند یعنی با نمود مکتوب زبان آشنایی ندارند بیشتر و سریعتر انجام می گیرد. به طور کلی در دستور نویسی ومطالعات سنتی به نمود مکتوب زبان یعنی نوشتار بیشتر اهمیت می دادند تا نمود ملفوظ زبان یعنی گفتار، ولی در زبان شناسی گفتار بر نوشتار برتری دارد و پایه ی مطالعات و بررسی های زبان شناسی قرار می گیرد.

دلیلهای تقدم گفتار بر نوشتار از نظر زبان شناسان
1) هنوز در دنیا جوامعی هستند که خط ندارند و فقط از نمود ملفوظ زبان استفاده می کنند. 2) حتی در جوامعی که خط وجود دارد همۀ مردم با آن آشنا نیستند و نمی توانند بخوانند و بنویسند در حالی که همۀ آنها می توانند به خوبی از زبان خود به صورت گفتار استفاده کنند. 3) در روند فراگیری نمودهای زبان نیز آدمی ابتدا گفتار را به صورت طبیعی فرا می گیرد و سپس خط را در مدرسه آگاهانه می آموزد. 4) اغلب دانشمندان تاریخ پیدایش زبان را حدود یک میلیون سال پیش تخمین زده اند در حالی که تاریخچۀ پیدایش ابتدایی ترین نوع خط را نمی توان از حدود ده هزار سال فراتر برد. 5) ممکن است خط یک جامعه بر اثر تحولات مختلف سیاسی، فرهنگی و نظایر آن تغییر یابد ولی زبان گفتاری معمولا از تغییر خط تبعیت نمی کند. همچنان که در ترکیه بدون اینکه تغییری در زبان گفتاری ایجاد شود خط تغییر یافت. 6) در زبان گفتاری لحن کلام و یا به عبارت کلی تر، خصوصیات تلفظی از قبیل آهنگ، تکیه و مکث همراه با حالت های رخساری و حرکات مجموعه ای از ممیزات را تشکیل می دهند که اطلاعات جانبی دیگری را اضافه بر آنچه در قالب کلمات ادا می شود در اختیار طرف می گذارند. در حالی که زبان نوشتاری نمی تواند از این ممیزات بهره بگیرد و ناچار است برای بر طرف کردن نقص خود در رساندن آن اطلاعات جانبی، عبارات دیگری را نیز به عبارت اصلی بیفزاید که این خود مستلزم صرف انرژی بیشتری است.

علت دگرگونی و تحول در زبان
به طور کلی تحول یک زبان همراه و هماهنگ با دگرگونی و تحولات نیازهای جامعه ای است که از آن زبان به عنوان وسیلۀ ارتباطی خود استفاده می کند و تحول نیازهای هر جامعه منوط است به تحولات معنوی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آن. در این میان واژگان یک زبان بیش از هر چیز می توانند بازتاب دگرگونی های اجتماعی باشند. تغییر شیوه های زیستن، متروک ماند پاره ای از مشاغل و در نتیجه آلات و ابزار مربوط بدانها، ظهور مشاغل جدید و وسایل مدرن زندگی، پیشرفت علوم و صنایع و پیدایش رابطه ها و پدیده های جدید، مهاجرت ها، اوضاع اقتصادی و شرایط اقلیمی، ارتباط فرهنگی و اقتصادی با ملل دیگر، استعداد و پذیرش گویندگان یک زبان، همۀ این موارد علل غیر زبانی دگرگونی زبان به شمار می آیند. یکی دیگر از علل تحول زبان علت درون زبانی است که مبتنی بر قانون صرف کمترین انرژی در گفتار است. این قانون یک اصل کلی در تغییر زبان است و دانشمندان علوم اجتماعی و مردم شناسی نیز آن را اساس دگرگونی اکثر پدیده های اجتماعی می دانند. البته باید توجه داشت که تمام زبان ها در تاریخ تداوم خود یکسان متحول و دگرگون نمی شوند بلکه هر زبان در مسیر و جهت خاص خود تحول می یابد و به همین دلیل است که امروز زبان فارسی، هندی، انگلیسی، آلمانی، ارمنی، روسی، فرانسه، ایتالیایی با این که همگی از یک زبان مادر یعنی زبان هند و اروپایی سرچشمه گرفته اند، چون در طول تاریخ زندگی خود مسیرها و جهت های مختلفی را پیموده و تحت تأثیر عوامل دگرگون کننده ی متفاوتی قرار گرفته اند با یکدیگر فرق دارند و هر یک زبانی مشخص از دیگری است.

تاریخچۀ مطالعات زبان
اقوام مختلف از قدیمترین ایام به مطالعه زبان و گفتار از جنبه های مختلف پرداخته اند و شاید بتوان گفت که اولین روش بررسی زبان روش توصیفی بوده است. یکی از مهمترین دلایل توجه به مطالعات زبانی وجود سرودها و قطعات مذهبی و سعی در حفظ گونه ی صحیح این قطعات و احتراز از خطا و لغزش درتلفظ آنها بوده است. قدیمی ترین دستور زبانی که بدین شیوه تنظیم شده دستوری است که توسط« پانینی» دستور نویس هندی در اواخر قرن چهارم پیش از میلاد برای صحیح خواندن سرودهای« ودا» به رشتۀ تحریر درآمد. دستور پانینی که شاید کهن ترین بررسی توصیفی از زبان سنسکریت باشد هنوز هم معتبر است وهمین نوشته است که اساس مطالعات بعدی زبان سنسکریت قرار گرفته است. به طور کلی دانشمندان هندی در مطالعات زبانی خود بیشتر به بحث پیرامون ریشه لغات می پرداختند و بیشتر نوشته های آنان در این زمینه به صورت نثرهایی بود که در توضیح نظم هایشان پرداخته بودند.

تاریخچۀ مطالعات زبانی از دیدگاه یونانیان
یکی دیگر از اقوامی که از زمانهای بسیار گذشته به بررسی زبان پرداخته است یونانیان بودند. دیدگاه آنان در این مورد کاملا متفاوت با هندیان بود، زیرا یونانیان از زمان افلاطون (345 ق. م) به این دانش نیز از دریچه ی فلسفه نگریستند و در پی شناخت منشأ و ماهیت زبان برآمدند و این مسئله که آیا دلالت الفاظ بر معانی ذاتی و طبیعی است یا بر حسب قرار داد مورد بحث و فحص آنان قرار گرفت و فیلسوفان یونان در مباحث خود کوشیدند تا قوانین منطق را بر قواعد زبان منطبق کنند. افلاطون معتقد بودکه بین شئ و کلمه ای که برای نامیدن آن به کار می رود رابطه ای منطقی وجود دارد. به سخن دیگر بین کلمه و مصداق خارجی آن می توان ارتباطی منطقی پیدا کرد. قدیمی ترین نوشته یونانی که اشاراتی در این مورد دارد یکی از مکالمات افلاطون به نام «کراتیلوس» است. مطالعات زبان شناسی بعدی و نیز دانشمندان ریشه شناسی این نظریه افلاطون را مردود دانسته و نشان داده اند که هیچ گونه ارتباط منطقی بین شئ و نام آن یا به عبارت دیگر بین کلمه و مصداق خارجی آن وجود ندارد و چنانچه در موارد معدودی ظاهرا بتوان چنین ارتباطی را تشخیص داد باید دانست که آن امری استثنائی و تصادفی است. ارسطو نیز مباحثی دربارۀ کیفیت و ماهیت عناصر زبانی دارد. او بر این عقیده بود که واژه زاده ی توافق و قرارداد است و هر واژه ای که با یک صورت زبانی مشخص دال بر مدلولی خاص است، در زمانی خاص، در مکانی خاص، بر اساس توافق چند یا چندین نفر به وجود امده است و عللی که موجب انتخاب واژه ای برای نامیدن چیزی می شود کاملا اختیاری و شخصی است و این علل از یک اجتماع به اجتماع دیگر فرق می کند. به نظر وی ارتباطی منطقی بین مجموعۀ حروف«ف، ی، ل = فیل» باخود آن حیوان که بدین نام خوانده می شود وجود ندارد. ارسطو می گوید هر شئ دارای یک هیولی یا ماده و یک صورت است. صورت همان شکلی است که موجب تعیین ماده میشود و صورتی که یک کلمه به خود می گیرد تنها یکی از تجسمهای مادی ممکن را می نمایاند. البته نظریه ارسطو درباره ی وضعی و قراردادی بودن عناصر زبان تا امروز نیز مورد تأیید اغلب زبان شناسان است. ارسطو اجزای کلام را به اسم و فعل و حرف تقسیم کرد و تقسیمات زبانی او سالهای متمادی الگوی دستور نویسی برای زبانهای غرب و همچنین زبان عربی و فارسی قرار گرفت و بدین دلیل از او به عنوان پدر دستور زبان یاد می شود.

بینش فلسفی یونانیان در مطالعۀ زبان
زبان شناسی یونانی از ابتدا با عقاید فلسفی آمیخته بود و آرای افلاطون و ارسطو نیز دربارۀ چیستی و خاستگاه زبان مبتنی بر دیدگاه فلسفی و در ارتباط با طبیعت واقع و معرفت بود، می توان گفت که یونانیان با بینشی فلسفی به مطالعه زبان پرداختند و در روشها و تحلیل های زبانی خود شیوه ای را برای جهانیان باز گذاشتند که دستور زبان فلسفی نامیده می شود. زبان شناسی در یونان به جهت سرشت فلسفی ای که داشت همچنان در قلمرو کار فلاسفه باقی ماند و طبعا مکتب های فلسفی بعدی نیز هر یک فصولی برآن افزودند. رواقیون چهار حالت کنایی، حالت رایی، حالت برایی و حالت وابستگی را از هم باز شناختند.

دستورهای سنتی از دیدگاه زبان شناسان
نخستین دستور زبان یونانی در حدود سال 150 پیش از میلادی به وسیلۀ« دیونی سیوس تراکیایی» نوشته شد. این محقق اجزای کلام را به هشت قسمت اسم، صفت، فعل، ضمیر، قید، حرف اضافه، حرف تعریف و حرف ربط تقسیم کرد. این روش دستورنگاری و تقسیات هشت گانه ی دیونی سیوس نیز مانند نوشته همتای هندی او سرمشق محققان بعدی قرار گرفت و نمونه ای برای تمامی بررسیهای بعدی در مورد دستور زبانهای یونانی و متعاقبا لاتینی شد. زبان شناسان به طور کلی دستور زبانهایی را که بدین شیوه تدوین شده اند دستورهای سنتی می نامند.

قرون وسطی آغاز بررسی تطبیقی زبانها
اغلب مطالعات زبانی تا زمان قرون وسطی محدود و اختصاصی بود. بدین معنی که هر قومی به مطالعه و بررسی زبان خود می پرداخت و با دیگر زبانها کاری نداشت ولی از این زمان است که بررسی تطبیقی زبانها نیز آغاز می شود. از جمله علل این تحول در دانش زبان انتشار مسیحیت و مأموریت مبلغان مسیحی در نقاط مختلف بود. این امر موجب شد تا کشیشان مسیحی از سویی به فراگیری زبان مردم حوزه مأموریت خود بپردازند و از سوی دیگر زبان لاتین و عبری و دقایق آنها را نیک بیا موزند. زبان لاتین و عبری را برای افزایش اطلاعات مذهبی خویش و زبان مردم حوزه های مأموریت خود را به منظور برقراری ارتباط و تفاهم هر چه بیشتر با آنان و تسلط در اجرای مأموریت تبلیغ و نشر آیین مسیح. و بدین ترتیب این مبلغان به اجبار با بسیاری از زبانهای مختلف اطراف و اکناف گیتی آشنا شدند، آنها را فراگرفتند و به مطالعه و بررسی آنها پرداختند.

نقش چاپ در تحول شیوۀ زبان شناسی:
اختراع چاپ مؤثری داشت زیرا اطلاعاتی که مبلغان و پژوهندگان در زمینۀ زبانهای بومی و مختلف به دست آورده بودند چاپ و منتشر شد و به دست همۀ کسانی که به این موضوع علاقه مند بودند رسید. ترجمۀ کتاب مقدس به زبان های دیگر و چاپ آن نیز گامی مأثر در پیشبرد دانش زبان بود زیرا تطبیق این ترجمه ها با هم و توجه به معنی دقیق کلمات و بارهای صوتی و معنوی واژگان و ارتباط آنها با واژه های دیگر’ همچنین شناخت واژگان دخیل موجب رونق علم فقه اللغه شد. فقه اللغه در فارسی به ریشه شناسی برگرداندهشده و وظیفۀ آن مطالعه و شناخت لغت و قوانین اشتقال الفاظ است.

قرن شانزدهم آغاز دوران جدید مطالعات زبان شناسی در اروپا:
بدین ترتیب باید قرن شانزدهم را آغاز دوران جدید مطالعات زبان شناسی در اروپا بدانیم. انتشار کتاب در این راه برداشته شد و از آن پس کتابهای فراوانی دربارۀ لغت و دستور زبانهای مختلف تدوین شد که در میان این آثار’ شرحهایی دربارۀ زبانهای نقاط دور افتادۀ دنیا نیز دیده می شد. این نوشته ها اغلب شامل فهرست هایی از لغات و واژگان و عبارات این زبان ها بود. به طور کلی قدیمترین اقدامی که برای بررسی تمام زبان های شناخته شدۀ آن روزگار صورت گرفت مربوط به این دوره است.

زبان یک دستگاه و نظام ذهنی وانتزاعی
اولین بار سوسور یاد آور شد که زبان وجوه دو گانه ای دارد که باید هر کدام از آنها را به نامی خواند و از یکدیگر متمایز ساخت. به نظر وی آن نظام ارتباطی مشترکی که تمامی سخنگویان یک زبان ویا فراگیرندگان آن به طور مشترک و یکسان می آموزند و به کار می برند زبان خوانده می شود. این نظام کلی مشترک خود را بر ذهن هر کودکی که در یک جامعه ی زبانی چشم به جهان می گشاید و یا هر فردی که آن زبان را می آموزد تحمیل می کند. بنانبراین، زبان یک دستگاه و نظام ذهنی و انتزاعی است که کاملا دور از دخل و تصرف فرد است. مانند زبان فارسی، انگلیسی، ژاپنی، ترکی و مانند آنها. این نظام یا دستگاه در ذهن همه ی آشنایان بدان یکسان است و فراگیرندگان آن همگی قواعد وقوانین یکسانی را می آموزند و فرد به میل شخصی خود نمی تواند تغییری در آن ایجاد کند.

گفتار، نظام جزئی وعینی زبان
در مقابل زبان که نظام کلی ذهن است، پدیده ی گفتار قرار دارد که جزئی وعینی است. هر بار که شخص سخن می گوید یا می نویسد بخشی از نظام کلی و ذهنی زبان را به کار می برد که جنبه ی عینی و فیزیکی دارد. همین جنبه ی عینی وعملی زبان است که گفتار خوانده می شود. از این رو گفتار جریان زنده ی زبان است که اختصاصی وشخصی است. گفتار هرکس ویژگیهای مخصوص به خود دارد واز فردی به فرد دیگر متفاوت است. به طوری که سبک وشیوه ی گفتار هر کس مخصوص به خود اوست وسخن وگفتار هیچ دو نفر که از یک زبان واحد استفاده می کنند ضرورتا یکسان نیست. بدین ترتیب زبان یک پدیده ی کلی وذهنی وگفتار یک واقعیت جزئی و عینی است.

خویشاوندی زبان سنسکریت با دیگر زبانها
در سال 1808« شلگل» دانشمند آلمانی با انتشار کتاب بحث درباره ی زبان و فلسفه ی هندیان و خویشاوندی زبان سنسکریت را با زبانهای دیگر مانند لاتینی، یونانی و آلمانی و فارسی تأئید کرد. «فرانتس بوپ» دانشمند دیگر آلمانی نخستین کتاب خود را درباره ی مقایسه ی تصریف کلمات در زبانهای سنسکریت، یونانی، لاتینی، فارسی و آلمانی در سال 1816 منتشر کرد و در آثار بعدی خود به تطبیق صرف و نحو زبانهای یاد شده پرداخت. از آنجا که تحقیق درباره ی هم ریشه و هم خوانواده بودن برخی زبانها مستلزم بررسی تحولات آن زبانها از صورت قدیم به صورت جدید بود، بررسی تاریخی زبان رواج یافت و زبان شناسی از دیدگاه تاریخی موجب شد تا نوشتن دستورهای همگانی از رونق بیفتد و دستورهای تاریخی سنجشی جای آن قبیل تحقیقات را بگیرد.

مکتب نودستوریان
در اواخر قرن نوزدهم دانشمندان توجه خود را از زبانهای مرده و آثار زبانهای مکتوب به زبانهای زنده و جاری و گویشها و لهجه های گوناگون معطوف کردند و تحقیق درباره ی مسایلی از قبیل ریشه های اصلی زبان را کنار گذاشتند و به مسایلی پرداختند که قابل تجربه بود و فرضیات خود را بر روی واقعیات عینی زبان بنا نهادند. طرفداران این مکتب را نودستوریان نامیده اند.
(ادامه دارد ...)
در قسمت دوم از این نوشتار پیرامون زبان شناسی، به مطالبی چون: رابطه زبان و گفتار، دستگاه زبان، مکتب ساختگرایی و.. . خواهیم پرداخت.

 
 
 
 
 
 

1- دکتر باقری، مهری، مقدمات زبان شناسی، انتشارات دانشگاه پیام نور،1383.

2- باطنی، محمد رضا، زبان و تفکر، انتشارات زمان، تهران، 1349.

3- چاسکی، نعام، ساختهای نحوی، انتشارات خوارزمی، تهران، 1362.

 
   
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران (my.tahoor.com) اقدام نمایید.
 
 
 
 

زبان شناسی (2)

 
 
 
 

1- دکتر باقری، مهری، مقدمات زبان شناسی، انتشارات دانشگاه پیام نور،1383.

2- باطنی، محمد رضا، زبان و تفکر، انتشارات زمان، تهران، 1349.

3- چاسکی، نعام، ساختهای نحوی، انتشارات خوارزمی، تهران، 1362.

 
 
 
 
 
 
   
 
 
 
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور