جستجو
     
  
 
 
کتاب صوتی آه بر اساس ترجمه نفس المهموم
 
 
 
 
 
تعریف ادبیات
2,081
 
 

Tahoor_invitation تعریف ادب
معنی لغوی ادب عبارت است از: فرهنگ، دانش، هنر، حسن معاشرت، شیوه پسندیده،آزرم، بزم آرایی با سخن و در اصطلاح،نام دانشی است که قدما آن را شامل علوم ذیل دانسته اند: لغت، صرف، نحو، معانی، بیان، بدیع، عروض، قافیه، قوانین،خط، قوانین قرائت که بعضی اشتقاق و انشاء راهم بدان هاافزوده اند.

ادب درسی و ادب نفسی
علم و ادب را از لحاظ تأثیری که در باروری ذهن ادب آموز و دانایی و توانایی او در آفرینش آثار ادبی مطلوب و کسب فصاحت و بلاغت، هم چنین به سبب اثراتی که در تلطیف روح و شکوفایی فضایل اخلاقی انسان دارد، به ادب درس و ادب نفس تقسیم کرده اند. ادب درس (اکتسابی) شامل دانش هایی است که بدان اشارت شد. آموختن این علوم که به منزله ارکان ادب اکتسابی به شمار می روند و ساختمان کلام بلیغ و شیوایی نوشتار و گفتار مبتنی بر آنهاست، بر طالبان ادب لازم است، چه بدون آشنایی با این علوم نه قدرت تشخیص محاسن و معایب کلام و نقد و ارزشیابی آثار ادبی برای کسی میسر می شود، و نه امکان آفرینش ادبی. و منظور از ادب نفس یا ادب طبیعی،تهذیب نفس یا کمال نفسانی و اخلاقی و آراستگی به صفات پسندیده و اخلاق حمیده است که در حقیقت باید هدف و نتیجه ادب اکتسابی باشد و ازدست یابی به آن مسؤولیت و تعهد شخص ادیب، نویسنده،شاعر یا سخنور، به وجود آید.

تعریف ادبیات
ادبیات جمع ادبیه (منسوب به ادب) است و دانش های ادبی و آثارادبی را شامل می شود. از نظرگاه دانش زیبایی شناسی در زبان فرانسه ادبیات، هنر بیان نیات به وسیله کلمات است واین معنی تقریبا معادل مفهومی است که از «واژه» استنباط می شود.

ادبیات جلوه گاه اندیشه ملتها
بنابراین تعریف،شاعران و نویسندگان و سخنوران که آفریننده کلام زیبادرقالب شعرونثر هستند، هنرمندند و آثار ادبی هر ملت نیز گنجینه ای است از مظاهر هنری افراد آن ملت که در تحریک اندیشه و احساس انسان ها قدرتی نافذ و پایدار ایجاد می کند و این آثاراز لوازم زندگی ملت هایی است که از تمدن برخوردارند،زیراهم چنان که علوم ریاضی و منطق، تعقل را پرورش می دهد، آثار ادبی ذوق و احساس را جلا و دقت خاصی می بخشندودر تربیت نفس و خردمندی و باروی ذهن نقشی موثر دارد. ادبیات یکی از گونه های هنر است و کلمات، مصالح و موادی هستند که شاعر و نویسنده با بهره گیری از عواطف و تخیلات خویش آن هارا به کار میگیرد و اثری ادبی پدید می آورد. در آثار ادبی، نویسنده و شاعر میکوشد اندیشه ها و عواطف هنری خویش رادرقالب مناسب ترین و زیباترین جملات و عبارات بیان کند. این آثار همان گفته ها و نوشته هایی هستند که مردم در طول تاریخ آنهارا شایستهء نگهداری میدانند و از خواندن و شنیدن شان لذت میبرند. زبان و ادبیات جلوه گاه اندیشه، آرمان، فرهنگ و تجارب و روحیات یک جامعه است.
انسان ها در گذر زمان از زبان برای انتقال پیام ها، عواطف و اندیشه های خویش بهره جسته اند و از ادبیات که زبان برتر است به عنو ان ابزاری در انتقال بهتر، بایسته تر و مؤثرتر اندیشه خود استفاده کرده اند. ادبیات، در تلطیف احساسات، پرورش ذوق و ماندگار کردن ارزش ها و اندیشه ها سهمی بزرگ و عمده بر دوش داشته است. به همین دلیل هر اندیشه ای که در قالب مناسب خویش ریخته شود پایا و مانا خواهد بود. ادبیات، مکتوب شده ی فرهنگ است. فرهنگی که در جان و ذهن و روح انسانهاست. حال این ادبیات ممکن است در تجلی اولش صورت شفاهی داشته باشد یا کتبی. اما امروزه وقتی از ادبیات نام می بریم معمولا صورت کتبی آن را در نظر می آورند. اما این همه ی ادبیات نیست؛ یعنی ادبیات شفاهی هم بسیار مهم است، ادبیاتی که کتابش حافظه ذهن انسانی است و خیال میتواند آن را ضبط و ربط بدهد. از همان ابتدای زندگی انسان و پیدایش زبان و خط، ادبیات به عنوان وسیله ای برای بروز احساسات و عواطف درونی بشر بوجود آمد. حتی نقاشی هایی که بر دیواره های غارها وجود دارد بیانگر نوعی علاقه انسان به روایت رویدادها،بیان احساسات و به تصویر کشیدن تصورات ذهنی اوست که می تواند به عنوان بخشی از ادبیات تلقی گردد.

ویژگی های مهم خلق اثر ادبی
دکتر عبدالحسین زرین کوب در تعریف ادبیات می نویسد:"بطور کلی ادبیات آنگونه سخنانی است که از حد سخنان عادی برتر و والاتر بوده و مردم آن سخنان را در خور ضبط و نقل دانسته اند و از شنیدن آنها دگرگون گشته اند و احساس غم و شادی یا لذت و الم کرده اندپس واضح است که یکی از ویژگی های مهمی که هر اثر باید داشته باشد تا در جمله آثار ادبی به حساب آید پایندگی و ماندگاری آن اثر در طول زمان است. بطور کلی اگر کسی که قصد دارد به آفرینش ادبی بپردازد به هدف ادبیات که همان بیان احساسات و عواطف درونی انسان است، ناظر باشد بطور حتم اثری که خلق می کند دارای ویژگی پایندگی (هر چند که پایندگی آثار بزرگ ادبی را نداشته باشد) خواهد بود؛ زیرا عواطف بشری امریست که دستخوش تغییر در طول زمان نمی شود و همواره ثابت است؛ به عنوان مثال مفهوم عشق در تمام دوران ها وجود داشته و همواره ستایش شده است.
اگر به دو ویژگی دیگر آثار ادبی یعنی گستردگی و مقبولیت نیز بنگریم کسی می تواند اثری خلق کند که این سه ویژگی یعنی پایندگی، گستردگی و مقبولیت را داشته باشد. حال می توانیم علت شباهت آثار بزرگ ادبی جهان را- با وجود تفاوت در زمان، مکان و زبان آنها – دریابیم؛ زیرا عامل بوجود آورنده همه آنها همان بیان درونیات و به عبارت دیگر آفرینش ادبی بوده است.
همانطور که گفته شد ادبیات نمود بیرونی احساسات، تفکرات و عواطف درونی انسان است که برای جلوه دادن این نمود بیرونی از زبان استفاده می کنیم. بطور کلی یکی از دلایل پیدایش زبان شاید همین میل انسان به بیان آنچه در درونش می گذرد باشد. می توان گفت زبان به عنوان پلی بین احساسات و ادبیات عمل می کند و به احساسات نمود بیرونی می بخشد پس بدون زبان، بیان احساسات و بطور کلی آفرینش ادبی ممکن نیست.
البته درست است که ادبیات به وسیله زبان بیان می شود ولی نباید از تفاوت های اساسی که این دو با هم دارند غافل شد. در بسیاری از اوقات زیبایی و دلپذیری ادبیات به علت اینست که قوائد خشک زبانی را می شکند و پا را از آن فراتر می گذارد. یعنی ادبیات به زبان، صورت ادبی می دهد و به آن طراوت و زیبایی می بخشد. شاید بشود گفت که ادبیات قواعد مخصوص به خود را دارد که با قواعد زبانی متفاوت است؛ اینکه ما برای اطلاع از قواعد ادبی به کتب نقد ادبی مراجعه می کنیم نه دستور زبان دلیلی برای این مطلب است.

تقسیم ادبیات از جهت شیوه بیان
ادبیات را از دیدگاه شیوه بیان و شکل ظاهری می توان به دو دسته کلی نظم و نثر تقسیم کرد،که هر کدام شامل بخش های کوچکتری هستند. نظم و شعر از نظر ظاهری بوسیله قالب های شعری:غزل، قصیده، مثنوی، قطعه، شعر نو یا نیمایی،.. .. .. شناخته می شود. نثر را نیز می توان به انواع ساده، مسجع، متکلف،. .. .. . تقسیم بندی کرد. این تقسیم بندی ها غالبا بدین خاطر صورت می گیرد که ما بتوانیم آثار ادبی را بطور جزئی تر و تخصصی تر بررسی کنیم.

ادبیات از جهت مفهوم و پیام درونی
از دیدگاه مفهوم و پیام درونی ادبیات را به چهار دسته کلی: حماسی، غنایی، نمایشی و تعلیمی تقسیم می کنند. که هر اثر ادبی (چه نظم و چه نثر) را می توان در یکی از این دسته ها قرار داد. البته ممکن است یک اثر ادبی را بتوان در چند دسته جای داد که البته صحبت در مورد مشخصه ها و آثاری که به هر یک از دسته ها تعلق دارند در چهارچوب این بحث نیست.
بطور خلاصه می توان گفت ادبیات برای بیان احساسات، تفکرات و عواطف بشری بوجود آمد. دکتر عبدالحسین زرین کوب در مورد آثار ادبی می نویسد:"آثار ادبی به مجموعه ای از آثار مکتوب گفته می شود که بلندترین و بهترین افکار و خیال ها را به عالی ترین وبهترین صورت ها تعبیر کرده باشد."

 
 
 
 
 

معنی ادبیات، علی رضا حافظی، تهران، نشر نیلوفر1370

نقد ادبی، عبدالحسین زرین کوب، تهران، انتشارات امیرکبیر،1373

 
 
عالي بود واقعا براي من مفيد بود

پنجشنبه 17 اسفند
انا
 
سلام دوست عزیز ممنون بابت اطلاعات مفیدی که به اشتراک گذاشتید اگه براتون مقدور هست براتون زحمتی داشتم من دارم مقاله مرتبط با ادبیات و گردشگری مینویسم که در زمینه ی ادبیات کتاب خاصی را نمیشناختم مجبور شدم که در موتور های جستجو دنبال مطلب بگردم که خوشبختانه این سایت را پیدا کردم. من وقت زیادی برای مقالم ندارم یه زحمت دارم برای شما می دونم که توقع نابه جایی است اما با کمال پوزش اگر امکان داره نام کتاب و شماره صفحاتی که دو مطلب بالا را با عنوان تعریف ادبیات و ادبیات جلوه گاه اندیشه ملتها را برای بنده ایمیل کنید . با سپاس فراوان و آرزوی موفقیت روزافزون شما

جمعه 30 تير
زهرا مومنی راد

نظر کارشناس:
کاربر گرامی با سلام در حال حاضر امکان این کار در اختیار سایت طهور نیست . موفق باشید .
   
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران (my.tahoor.com) اقدام نمایید.
 
 
 
 
 
 
 
 

معنی ادبیات، علی رضا حافظی، تهران، نشر نیلوفر1370

نقد ادبی، عبدالحسین زرین کوب، تهران، انتشارات امیرکبیر،1373

 
 
 
 
 
 
   
 
 
 
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور