جستجو
     
  
 
 
کتاب صوتی آه بر اساس ترجمه نفس المهموم
 
 
 
 
 
داستان حضرت ابراهیم (ع) و عابد
1,348
 
 

Tahoor_invitation زندگى آن حضرت بیشتر با دام دارى اداره مى شد و در تاریخ دام دارى آن حضرت، داستان ها نقل شده که در همه جا چهره نورانى و قلب با ایمان آن بزرگوار جلوه خاص خود را آشکار مى سازد. داستان زیر نیز از آن جمله که صدوق (ره ) با مختصر اختلافى آن را در کتاب اماى و اکمال الدین از امام باقر و صادق (ع ) نقل کرده و نیز از قصص الانبیاء راوندى بدون سند و بى انتساب به معصوم با شرح زیادترى حکایت شده است. آن چه در کتاب امالى از امام صادق (ع ) نقل کرده، چنین است که آن حضرت فرمود: ابراهیم در کوه بیت المقدس به دنبال چراگاهى براى گوسفندان خود مى گشت که ناگاه صدایى به گوشش خورد و سپس مردى را دید که ایستاده و نماز مى خواند (و در قصص الانبیاء راوندى نامش را ماریا بن اوس ذکر کرده است ).
ابراهیم بدو فرمود: اى بنده خدا! براى چه کسى نماز مى خوانى؟
گفت: براى خدا.
- آیا از قوم و قبیله توجز تو کسى به جاى مانده است؟
- نه.
- پس از کجا غذا مى خورى؟
آن مرد به درختى اشاره کرد و گفت: تابستان از این درخت میوه مى چینیم و ضمن خوردن، مقدارى را خشک مى کنم و در زمستان از آن چه خشک کرده ام مى خورم.
ابراهیم پرسید: خانه ات کجاست؟
آن مرد به کوهى اشاره کرد و گفت: آن جاست.
- ممکن است مرا همراه خودت ببرى تا امشب را نزد تو به سرم برم؟
- در سرراه ما آبى است که نمى شود از آن عبور کرد.
- پس تو چگونه از آن مى گذرى؟
- من از روى آن راه مى روم.
- مرا هم با خود ببر شاید آن چه خدا به تو لطف کرده، روزى من هم بکند.
عابد دست آن حضرت را گرفت و هر دو به راه افتادند تا بدان آب رسیدند. عابد از روى آب عبور کرد و ابراهیم نیز همراه او رفت.
وقتى به خانه آن مرد رسیدند، ابراهیم از وى پرسید: کدام یک از روزها بزرگتر است؟
عابد گفت: روز جزا که مردم از هم دیگر بازخواست مى کنند.
- بیا دست به دعا برداریم و از خدا بخواهیم ما را از شر آن روز محافظت کند.
- به دعاى من چه کار دارى. به خدا سى سال است به درگاهش دعایى کرده ام، ولى اجابت نشده است.
- به تو بگویم چرا دعایت اجابت نشده؟
- بگو!
چون خداى بزرگ دعاى بنده اى را که دوست دارد نگاه مى دارد تا با او راز گوید و از او درخواست و طلب کند و چون بنده اى را دوست ندار، دعایش را زود اجابت کند یا دردلش نومید اندازد. و به دنبال این سخن فرمود: (اکنون بگو) دعایت چه بوده؟
- گله گوسفندى بر من گذشت و پسرى که گیسوانى داشت، همراه آن گوسفندان بود، و (در قصص الانبیاء است که آن پسر فرزند ابراهیم، اسحاق بود) من بدو گفتم که اى پسر این گوسفندان کیست؟
گفت: از آن ابراهیم خلیل الرحمان است. من دعا کردم و گفتم: خدایا اگر در روى زمین خلیلى دارى به من بنما! ابراهیم فرمود: خدا دعایت را مستجاب کرد و من همان ابراهیم خلیل الرحمان هستم.

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

تاریخ انبیاء، نوشته رسولی محلاتی

 
   
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران (my.tahoor.com) اقدام نمایید.
 
 
 
 

فضایل و الطاف الهی بر حضرت ابراهیم (ع)

مقامات و منزلت های حضرت ابراهیم (ع) (1)

صفات و ویژگی های حضرت ابراهیم (ع) (1)

شیوه های تبلیغ و دعوت حضرت ابراهیم (ع) (1)

سیره عملی و اخلاقی حضرت ابراهیم (ع)

 
 
 
 

تاریخ انبیاء، نوشته رسولی محلاتی

 
 
 
 
 
 
   
 
 
 
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور