جستجو
     
  
 
 
کتاب صوتی آه بر اساس ترجمه نفس المهموم
 
 
 
 
 
شبهه در مورد بهشت حضرت آدم
1,563
 
 

Tahoor_invitation اصل شبهه:
برخی بر اساس مبانی عقلی و نقلی شبهه ای را در مورد بهشت حضرت آدم (ع) ذکر نموده اند که: بهشتى كه خداوند آدم(ع) را در آن جاى داد و به او دستور داد تا از آن فرود آید، آیا در زمین بوده است یا در آسمان. آیا بهشتى كه خداوند آدم را در آن جاى داده، غیر از بهشت جاودانى است كه در آسمان وجود دارد و اگر این گونه است، پس منافاتى دارد با این كه خداوند می فرماید: بهشتى كه خداوند آدم(ع) را در آن جاى داده از سایر نقاط زمین بلندتر و داراى درخت، میوه، سایه و دیگر نعمت هاى الهى بوده و همین بهشت را خداوند این گونه توصیف فرموده است:« إن لك ألا تجوع فیها ولا تعرى * وأنك لا تظمؤا فیها ولا تضحى » (طه آیه 118) در آن بهشت همه چیزبرایت مهیاست، نه گرسنه مى مانى و نه برهنه و عریان مى گردى و نه تشنه مى شوى و نه حرارت خورشید به تو مى رسد. در ثانی اگر بگوییم بهشت آدم (ع) در زمین بوده است پس با آیه شریفه « فاخرجهما الشیطان فیه و قلنا اهبطوا منها جمیعا» ترجمه: پس شیطان اونها (آدم وحوا) را از بهشت بیرون کرد. وما گفتیم پایین برید. (سوره بقره آیه 36 و 3 ) چه کنیم؟ آین آیه نه با بهشت دنیوی و استفاده از نعمتهای خداوند سازگاری دارد و نه با بهشت برزخی و مثالی.آنها همچنین می گویند اگر بگوییم بهشت آدم بهشت آسمانی و جاودانی بوده باز این اشکال به وجود می آید که بهشت جاى خلود است و كسى كه وارد آن شد دیگر بیرون نمى شود پس آدم چطور بیرون آمد؟ در هر حال می گویند در اینکه بهشت حضرت آدم کجا بوده بین آیات قرآن ناسازگاری وجود دارد.

عناصر منطقی شبهه:
1- طبق آیات قرآن و روایات خداوند آدم را قبل از انتقال به زمین در بهشت جای داده است.
2- اما در اینکه آن بهشت کدام بهشت بوده، بهشت زمینی بوده و یا بهشت آسمانی یعنی همان بهشت جاودان، بین آیات منافات وجود دارد.
3- بنابر این معلوم نیست که بهشت حضرت آدم کجاست.

پاسخ شبهه:
«جنت» در اصل از كلمه جن به معنای «پوشیده از دیده» است. همان طوری كه به كودك پنهان در رحم مادر جنین و به موجودات نامرئی، جن گفته می شود. همین طور به زمین پوشیده از درخت؛ جنت یعنی بوستان و بهشت اما بهشتی كه آدم و حوا(ع) در آن سكونت داشتند، از نظر بعضی مفسرین همان بهشت جاودان است. اما برخی علما و مفسرین دیگر عقیده دارند بهشت آدم و حوا، بوستانی از بوستانهای روی زمین بوده است. چرا كه معتقدند در بهشت جاودان تكلیف و رنج و زحمت نیست. از طرفی شیطان رجیم نمی تواند به آن راه داشته باشد. این دسته از مفسران با استناد به آیه های قرآن، نظر خود رااثبات می كنند:
الف) قرآن كریم از قول شیطان نقل می كند كه به آدم گفت: «هل ادلك علی شجره الخلد» «آیا می خواهی تو را به درخت خلد راهنمایی كنم.» و این نشانگر آن است كه آدم در بهشت خلد نبوده است.
ب) استفاده از واژه «هبوط» دلیل آن نیست كه آدم در آسمان سكنی داشته و بعد فرود آمده است. زیرا كه قرآن پیاده شدن حضرت نوح(ع) از كشتی را چنین بیان می كند: «اهبط بسلام منا» و همچنین رفتن بنی اسراییل به شهر: «اهبطوا به مصرا....»
ج) بهشت اخروی، جاودان و همیشگی است «خالدین فیها لایبغون عنها حولا» «اهل بهشت در آن جاودانند و از آنجا گرایش به هیچ جای دیگر ندارند.»پس آدم وحوا نمی توانند ساكن بهشت خلد بوده باشند و سپس از آنجا بیرون رانده شده باشند.
د) در بهشت جاودان رنج و زحمت و تكلیف و تنبیه نیست: «لا یمسهم فیها نصب و ما هم منها بمخرجین» «هیچ رنج و زحمت در آنجا به آنها نرسد و هرگز از آن بهشت ابدی بیرونشان نكنند.»
و) از طرفی خداوند در آغاز داستان آدم به فرشتگان می فرماید: «انی جاعل فی الارض خلیفه» «من تو را خلیفه ای در روی زمین قرار می دهم.» و هیچ دلیلی ندارد كه خداوند این آدمی را كه روی این كره خاكی آفریده، به آسمانها برده باشد.
به هر حال در پاسخ این شبهه باید گفت كه گرچه بعضى آن را بهشت موعود نیكان و پاكان مى دانند، ولى ظاهر این است كه آن بهشت نبود. بلكه یكى از باغهاى پر نعمت و روح افزاى یكى از مناطق سر سبز زمین بوده است.
زیرا اولا بهشت موعود قیامت، نعمت جاودانى است كه در آیات بسیارى از قرآن به این جاودانگى بودنش اشاره شده، و بیرون رفتن از آن ممكن نیست.
و ثانیا ابلیس آلوده و بى ایمان را در آن بهشت راهى نخواهد بود، نه وسوسه هاى شیطانى است و نه نافرمانى خدا.
ثالثا در روایاتى كه از طرق اهل بیت (ع) بما رسیده این موضوع صریحا آمده است.

داستان بهشت آدم
مسئله بهشت آدم، و داستان آن جز در سه جا نیامده است:
1- در آیات سوره بقره که می فرماید: « و قلنا یئادم اسكن أنت و زوجك الجنه وكلا منها رغدا حیث شئتما و لا تقربا هذه الشجره فتكونا من الظلمین * فأزلهما الشیطن عنها فأخرجهما مما كانا فیه و قلنا اهبطوا بعضكم لبعض عدو و لكم فى الارض مستقر و متع إلى حین*فتلقى ءادم من ربه كلمت فتاب علیه إنه هو التواب الرحیم*قلنا اهبطوا منها جمیعا فإما یأتینكم منى هدى فمن تبع هداى فلا خوف علیهم و لا هم یحزنون*و الذین كفروا و كذبوا بئایتنا أولئك أصحب النار هم فیها خلدون» ترجمه: و گفتیم: اى آدم، تو و همسرت در بهشت آرام گیرید و از آن به فراوانى از هر كجا كه خواستید، بخورید و نزدیك این درخت مشوید، كه از ستمگران خواهید شد.و شیطان ایشان را از نعمت بهشت بینداخت و از آن زندگى آسوده كه داشتند، بیرونشان كرد. گفتیم: با همین وضع كه دشمن یكدیگرید، پایین روید، كه تا مدتى در زمین قرارگاه و بهره دارید.و آدم از پروردگار خود سخنانى فرا گرفت و خدا او را ببخشید، كه وى بخشنده و رحیم است .گفتیم همگى از بهشت پایین روید. اگر هدایتى از من به سوى شما آمد - و البته هم خواهد آمد - آنها كه هدایت مرا پیروى كنند، نه بیمى دارند و نه اندوهگین شوند.و كسانى كه كافر شوند و آیه هاى ما را دروغ شمارند، اهل جهنم اند و خود در آن جاودانند(سوره بقره، آیات 35-39).

2- در سوره اعراف كه فرموده: « و یا آدم اسكن انت و زوجك الجنه، فكلا من حیث شئتما، و لا تقربا هذه الشجره فتكونا من الظالمین ،# فوسوس لهما الشیطان، لیبدى لهما ما ورى عنهما، من سواءتهما و قال: ما نهیكما ربكما عن هذه الشجره، الا ان تكونا ملكین، او تكونا من الخالدین ،# و قاسمهما: انى لكما لمن الناصحین ،# فدلیهما بغرور، فلما ذاقا الشجره، بدت لهما سواءتهما، و طفقا یخصفان علیهما من ورق الجنه، و نادیهما ربهما: الم انهكما عن تلكما الشجره؟ واقل لكما: ان الشیطان لكما عدو مبین ؟# قالا: ربنا ظلمنا انفسنا، و ان لم تغفر لنا، و ترحمنا، لنكونن من الخاسرین ،# قال: اهبطوا بعضكم لبعض عدو، و لكم فى الارض مستقر، و متاع الى حین# قال: فیها تحیون، و فیها تموتون، و منها تخرجون » ترجمه: و اى آدم تو و همسرت در بهشت مسكن كنید، و از آن هر قدر كه میخواهید بخورید، ولى نزدیك این درخت مشوید، كه در آنصورت از ستمكاران خواهید شد،# پس شیطان آندو را وسوسه كرد، تا بلكه بتواند عیبهائى از ایشان كه پوشیده بود آشكار سازد،# و لذا گفت: پروردگار شما، شما را از این درخت نهى نكرده، مگر براى اینكه در نتیجه خوردن از آن مبدل بفرشته نشوید و یا از جاودانان در بهشت نگردید، (و اگر شما از آن بخورید، همیشه در بهشت خواهید ماند)# آنگاه براى آندو سوگند یاد كرد: كه من از خیرخواهان شمایم# باین وسیله و با نیرنگ هاى خود آندو را بخود نزدیك كرد، تا آنكه از درخت بخوردند، همینكه خوردند، عیبشان ظاهر شد، ناگزیر شروع كردند از برگهاى بهشتى بر خود پوشیدن، و پروردگارشان ندایشان داد: كه مگر بشما نگفتم: از این درخت مخورید؟ و مگر نگفتم شیطان براى شما دشمنى است آشكار؟!# گفتند: پروردگارا ما بخویشتن ستم كردیم، اگر ما را نبخشى و رحم نكنى، حتما از زیانكاران خواهیم شد فرمود: از بهشت پائین بروید، كه بعضى بر بعضى دیگر دشمنید، و زمین تا مدتى معین (یعنى تا هنگام مرگ ) جایگاه شما است و نیز فرمود: در همانجا زندگى كنید، و در آنجا بمیرید، و از همانجا دوباره بیرون شوید(سوره اعراف آیات 19- 25).

3- در سوره طه، كه فرموده: « و لقد عهدنا الى آدم من قبل، فنسى، و لم نجد له عزما# و اذقلنا: للملائكه اسجدوا لآدم، فسجدوا، الا ابلیس، ابى، فقلنا یا آدم: ان هذا عدو لك و لزوجك، فلا یخرجنكما من الجنه فتشقى# ان لك الا تجوع فیها و لا تعرى# و انك لا تظمو فیها، و لا تضحى ،# فوسوس الیه الشیطان، قال یا آدم هل ادلك على شجره الخلد و ملك لا یبلى ؟# فاكلا منها، فبدت لهما سوآتهما، و طفقا یخصفان علیهما من ورق الجنه، و عصى آدم ربه فغوى ،# ثم اجتباه ربه، فتاب علیه و هدى ،# قال: اهبطا منها جمیعا بعضكم لبعض ‍ عدو فاما یاتینكم منى هدى، فمن اتبع هداى، فلا یضل و لا یشقى# و من اعرض عن ذكرى، فان له معیشه ضنكا،# و نحشره یوم القیامه اعمى، قال: رب لم حشرتنى اعمى؟ و قد كنت بصیرا،# قال كذلك اتتك ایاتنا، فنسیتها، و كذلك الیوم تنسى » ترجمه: و ما با آدم قبلا عهدى بسته بودیم و فرمانى داده بودیم (كه فریب ابلیس را نخورد)، ولى او را در آن عهد ثابت قدم و استوار نیافتیم ،# و چون بفرشتگان گفتیم: بر آدم سجده كنند، همه سجده كردند، جز شیطان، كه سر باز زد# آنگاه بآدم گفتیم: كه زنهار این ابلیس دشمن تو و همسر تو است، مواظب باشید، از بهشت بیرونتان نكند، و گرنه بدبخت خواهید شد،# چون در بهشت نه گرسنه میشوى، و نه برهنه، نه تشنه میشوى، و نه گرمازده# اما شیطان با همه این سفارشها در او وسوسه كرد، و گفت: اى آدم، میخواهى من تو را بدرختى راهنمائى كنم، كه اگر از آن بخورى، ابدیت و ملك جاودانى خواهى یافت ؟# (و شیطان سرانجام كار خود را كرد)، و آدم و همسرش از آن درخت بخوردند، و عورتشان برایشان نمودار شد، پس بر آن شدند، كه از برگ هاى بهشت عورت خود بپوشانند، و آدم ارشاد و راهنمائى پروردگارش را نافرمانى كرد، و گرفتار شد،# آنگاه پروردگارش وى را برگزید و نافرمانیش را جبران نمود و هدایتش فرمود.# پروردگارش ‍ دستور داد: كه همگى از بهشت فرود آئید در حالیكه بعضى دشمن بعض ‍ دیگر باشید پس هر هدایتى كه از طرف من بسوى شما آمد، و خواهد هم آمد، در آن هنگام هر كس هدایت مرا پیروى كند، گمراه و بدبخت نمیشود،# و هر كس از یاد من اعراض كند، زندگى سختى خواهد داشت ،# علاوه بر اینكه روز قیامت كور محشورش خواهیم نمود،# و چون بگوید: پروردگارا من كه بینا بودم، چرا كور محشورم كردى؟ در جوابش خواهد فرمود: همانطور كه آیات من بسویت آمد، و تو عمدا آنرا فراموش كردى، امروز هم ما تو را فراموش كردیم(سوره طه آیات 115- 126).

آزمایش آدم و حوا، در بهشت دنیا
در دنیا جایگاهی بسیار خوب و پردرخت و شاداب وجود داشت كه به آن بهشت دنیا می گفتند. خداوند آدم ـ علیه السلام ـ را در همانجا آفرید و روح انسانی را در او دمید، و به فرشتگان فرمان داد تا او را سجده كنند.آدم از چگونگی زندگی بر روی زمین هیچ گونه اطلاعی نداشت، و تحمل زحمت های آن، بدون مقدمه برای او مشكل بود، و از چگونگی كردار و رفتار در زمین باید اطلاعات و آگاهی پیدا می كرد. بنابراین می بایست مدتی كوتاه تمرین ها و آموزش های لازم را در محیط آرام بهشت دنیا ببیند، و بداند زندگی روی زمین با برنامه ها و تكالیف و مسئولیت ها آمیخته است، كه انجام صحیح آنها باعث سعادت و تكامل و بقای نعمت است و سرباز زدن از آن، سبب رنج و ناراحتی. و نیز بداند هر چند او آزاد آفریده شده، اما این آزادی به طور مطلق و نامحدود نیست كه هر چه خواست انجام دهد. او می بایست از پاره ای از اشیاء روی زمین چشم بپوشد. نیز لازم بود بداند، چنان نیست كه اگر خطا و لغزشی كند، درهای سعادت برای همیشه به روی او بسته می شود و راه بازگشت برای او نیست، بلكه راه بازگشت وجود دارد و او می تواند پیمان ببندد كه برخلاف دستور خدا كاری را انجام ندهد، تا بار دیگر به بهره مندی از نعمت های الهی نائل گردد. او در محیط بهشت لازم بود تا حدی پخته شود. دوست و دشمن خود را بشناسد، چگونگی زندگی در زمین را فراگیرد، و با داشتن این آمادگی، به روی زمین قدم بگذارد. اینها اموری بود كه هم آدم و هم فرزندان او در زندگی آینده خود به آن نیاز داشتند. بنابراین شاید علت این كه آدم ـ علیه السلام ـ در عین این كه برای خلافت و نمایندگی خدا در زمین، آفریده شده بود، اما مدتی در بهشت دنیا، درنگ كرد، این بود كه دستورهایی به او داده شود، تا تمرین و آموزش های لازم را برای ورود به زمین ببیند.بنابراین سكونت آدم و حوا در بهشت، در حقیقت دوره آموزشی آنها برای پاگذاشتن به میدان زمین برای جبهه گیری در برابر انحرافات و ناملایمات، و كسب سعادت بود.

اخراج آدم و حوا از بهشت
خداوند آدم ـ علیه السلام ـ و حوا ـ علیها السلام ـ را در بهشت دنیا سكونت داد، و فرمود: شما در بهشت ساكن شوید و از هر جا می خواهید از نعمت های آن، گوارا بخورید اما نزدیك این درخت نشوید كه از ستمگران خواهید شد(قره، 35؛ اعراف، 19).ولی شیطان، آدم و همسرش را به لغزش انداخت و آنان را از آن چه در آن بودند (بهشت) خارج كرد. «در این هنگام به آنها گفتیم؛ همگی بر زمین فرود آیید، در حالی كه بعضی دشمن دیگری خواهید بود، و برای شما تا مدت معینی در زمین قرارگاه و وسیله بهره برداری هست.».خداوند به آدم ـ علیه السلام ـ و حوا ـ علیها السلام ـ فرمود: «از همه میوه ها و نعمت های بهشت آزاد هستید بخورید، گوارای وجودتان باشد، ولی تنها از این درخت نخورید، و حتی به آن درخت نزدیك نشوید.» ولی شیطان به سراغ آنها آمد و آنها را وسوسه كرد تا لباسهای تقوا را كه باعث كرامتشان شده بود، از تنشان خارج سازد. به آنها گفت: پروردگارتان شما را از این درخت نهی نكرده مگر به خاطر این كه (اگر از آن بخورید) فرشته خواهید شد، یا جاودانه در بهشت خواهید ماند، و برای آنها سوگند یاد كرد كه من خیرخواه شما هستم، به این ترتیب آنها را با فریبكاری، از مقامشان فرود آورد. هنگامی كه آنها فریب شیطان را خوردند، و از آن درخت چشیدند، لباسهای كرامت و احترام، از اندامشان فرو ریخت و به چنین سرانجام شوم گرفتار آمده و در نتیجه از بهشت رانده شده و اخراج گشتند. خداوند آنها را سرزنش كرد و فرمود: «آیا من شما را از آن درخت منع نكردم و نگفتم كه شیطان دشمن آشكار شما است؟»( اعراف، 22).

علت خروج آدم از بهشت
علامه طباطبایی می فرماید: آنچه از آیات قرآن در سوره های بقره، اعراف و طه در بیان داستان خلقت حضرت آدم (ع) برمی آید این است که: منظور اصلى از خلقت آدم این بوده كه در زمین سكونت كند، چیزیكه هست راه زمینى شدن آدم همین بوده كه نخست در بهشت منزل گیرد، و برتریش بر ملائكه، و لیاقتش براى خلافت اثبات شود، و سپس ملائكه مأمور به سجده براى او شوند، و آنگاه در بهشت منزلش دهند، و از نزدیكى به آن درخت نهیش كنند، و او (به تحریك شیطان ) از آن بخورد، و در نتیجه عورتش و نیز از همسرش ظاهر گردد، و در آخر به زمین هبوط كنند.و از این ریخت و سیاق به خوبى بر مى آید: كه آخرین عامل و علتى كه باعث زمینى شدن آندو شد، همان مسئله ظاهر شدن عیب آندو بود، و عیب نامبرده هم به قرینه ای كه فرموده: (بر آن شدند كه از برگهاى بهشت بر خود بپوشانند)، همان عورت آندو بوده، و معلوم است كه این دو عضو، مظهر همه تمایلات حیوانى است چون مستلزم غذا خوردن، و نمو نیز هستند.پس ابلیس هم جز این همى و هدفى نداشته، كه (به هر وسیله شده ) عیب آندو را ظاهر سازد، گو اینكه خلقت بشرى، و زمینى آدم و همسرش، تمام شده بود، و بعد از آن خدا آندو را داخل بهشت كرد، ولى مدت زیادى در این بین فاصله نشد، و خلاصه آنقدر بآن دو مهلت ندادند، كه در همین زمین متوجه عیب خود شوند، و نیز به سائر لوازم حیاه دنیوى و احتیاجات آن پى ببرند، بلكه بلافاصله آندو را داخل بهشت كردند، و وقتى داخل كردند كه هنوز روح ملكوتى و ادراكى كه از عالم ارواح و فرشتگان داشتند، به زندگى دنیا آلوده نشده بود، به دلیل اینكه فرمود: «لیبدى لهما ما ورى عنهما» (تا ظاهر شود از آندو آنچه پوشانده شده بود از آنان )، و نفرمود: «لیبدى لهما ما كان ورى عنهما» (تا ظاهر شود از آندو آنچه بر آندو پوشیده بود)، پس معلوم میشود، پوشیدگى عیبهاى آندو موقتى بوده، و یك دفعه صورت گرفته، چون در زندگى زمینى ممكن نیست براى مدتى طولانى این عیب پوشیده بماند.و جان كلام و آنچه از آیات نامبرده بر میاید این است كه وقتى خلقت آدم و حوا در زمین تمام شد، بلافاصله، و قبل از اینكه متوجه شوند، عیب هاشان پوشیده شده، داخل بهشت شده اند.پس ظهور عیب در زندگى زمینى، و بوسیله خوردن از آن درخت، یكى از قضاهاى حتمى خدا بوده، كه باید میشد، و لذا فرمود: (زنهار كه ابلیس شما را از بهشت بیرون نكند، كه بدبخت میشوید)، و نیز فرمود: (آدم و همسرش را از آن وضعى كه داشتند بیرون كرد)، و نیز خدای تعالى خطیئه آنان را بعد از آنكه توبه كردند بیامرزید، و در عین حال به بهشتشان بر نگردانید، بلكه بسوى دنیا هبوطشان داد، تا در آنجا زندگى كنند و اگر محكومیت زندگى كردن در زمین، با خوردن از درخت و هویدا گشتن عیب، قضائى حتمى نبود، و نیز برگشتن به بهشت محال نبود، باید بعد از توبه و نادیده گرفتن خطیئه به بهشت برگردند، (براى اینكه توبه آثار خطیئه را از بین مى برد)پس معلوم میشود علت بیرون شدن از بهشت، و زمینى شدن آدم آن خطیئه نبوده، بلكه علت این بوده كه بوسیله آن خطیئه عیب آندو ظاهر گشته، و این بوسیله وسوسه شیطان لعین صورت گرفته است.

دیدگاه علامه طباطبایی در مورد بهشت آدم
علامه طباطبایی می فرماید: سیاق این سه دسته آیات، و مخصوصا آیه ایكه در صدر داستان قرار گرفته، و می فرماید: «انى جاعل فى الارض خلیفه» این معنا را دست میدهد: كه آدم در اصل، و در آغاز براى این خلق شده بود،كه در زمین زندگى كند، و نیز در زمین بمیرد، و اگر خدای تعالى او را (چند روزى ) در بهشت منزل داد، براى این بود كه امتحان خود را بدهند، و در نتیجه آن نافرمانى عورتشان هویدا بگردد، تا بعد از آن به زمین هبوط كنند. وی می فرماید: قصه اسكان آدم و همسرش در بهشت و هبوط آنها، مثلى است براى مجسم ساختن وضع انسانبه نظر نزدیك مى آید كه قصه منزل دادن به آدم و همسرش در بهشت، و سپس فرود آوردنش به خاطر خوردن از درخت، به منزله مثل و نمونه اى باشد، كه خداى تعالى وضع آدمیان را قبل از نازل شدن به دنیا، و سعادت و كرامتى كه در منزل قرب و حظیره قدس داشت، و آن دار نعمت و سرور، و انس و نور، و آن رفقاى پاك، و دوستان روحانى، و جوار رب العالمین، كه داشت، به آن مثل مجسم ساخته است.باشد، و نتوانیم با آن عمل، نسبت به بندگان صالح خدا، و یا قبور اولیاء او، و یا آثار آنان اظهار محبت كنیم، چون چنین منعى از راه دلیل عقلى و یا نقلى نرسیده است. این نكته را هم باید دانست: كه از ظاهر جمله: (و قلنا اهبطوا بعضكم لبعض عدو و لكم فی الأرض مستقر و متاع إلى حین)، و جمله (فیها تحیون، و فیها تموتون، و منها تخرجون) « سوره اعراف 20 و 21»، برمى آید: كه نحوه حیاة بعد از هبوط، با نحوه آن در قبل از هبوط، فرق مى كند، حیاة دنیا حقیقتش آمیخته با حقیقت زمین است، یعنى داراى گرفتارى، و مستلزم سختى، و بدبختى است، و لازمه این نیز این است كه انسان در آن تكون یابد، و دو باره با مردن جزو زمین شود، و آن گاه براى بار دیگر از زمین مبعوث گردد.در حالى كه حیاه بهشتى حیاتى است آسمانى، و از زمینى كه محل تحول و دگرگونى است منشا نگرفته است.

علامه طباطبایی در آخر می فرماید: بهشتى كه آدم قبل از هبوط در آن بوده بهشت جاودان نبوده بلكه بهشت برزخى بوده كه غرائز بشرى در آنجا ظاهر و هویدا مى شده است. از داستان بهشت آدم به تفصیلى كه در سوره" بقره" آمده، چنین بر مى آید كه قبل از اینكه آدم در زمین قرار گیرد خداوند بهشتى برزخى و آسمانى آفریده و او را در آن جاى داده، و اگر او را از خوردن از درخت مزبور نهى كرد براى این بود كه بدین وسیله طبیعت بشرى را آزموده معلوم كند كه بشر جز به اینكه زندگى زمینى را طى كرده و در محیط امر و نهى و تكلیف و امتثال تربیت شود، ممكن نیست به سعادت و بهشت ابدى نائل گردد، و جز با پیمودن این راه محال است به مقام قرب پروردگار برسد. از اینجا نیز معلوم مى شود كه هیچكدام از اشكالاتى كه بر این داستان وارد كرده اند وارد نیست، براى اینكه بهشت آدم بهشت جاودان نبوده تا اشكال شود به اینكه بهشت جاى اولیاى خدا است نه جاى شیطان. و یا اشكال شود به اینكه بهشت جاى خلود است و كسى كه وارد آن شد دیگر بیرون نمى شود پس آدم چطور بیرون آمد؟ و نیز بهشت دنیایى و مادى نبوده تا مانند سرزمین هاى دیگر دنیا جاى زندگى دنیوى باشد و اداره آن زندگى تنها به وسیله قانون و امر و نهى مولوى ممكن باشد، بلكه بهشت برزخى و جایى بوده كه سجایا و اخلاق و خلاصه غرایز بشرى- نه فقط آدم (ع)- ظاهر و هویدا مى شده است. به هر حال از دیدگاه علامه طباطبائى بهشت حالت برزخى داشته است و اصولا بهشت آدم، بهشت خلد و جاوید نبوده است.

دنیایى بودن بهشت آدم از دیدگاه روایات
علامه طباطبایی(ره) در بخش بحثی از نظر روایات، روایتی از امام صادق(ع) نقل می كند كه بواسطة آن و شواهد دیگر می افزاید كه بهشت آدم(ع) از بهشتهای دنیا بوده است. آن روایت بدین صورت نقل گردیده است: در تفسیر قمى از پدرش و او بدون سند روایت آورده، كه: شخصى از امام صادق (ع) از بهشت آدم پرسید، كه آیا از بهشت هاى دنیا بوده؟ و یا از بهشتهاى آخرت؟ امام در پاسخ فرمود: از بهشت هاى دنیا بوده، آفتاب و ماه در آن طلوع مى كردند، و اگر از بهشت هاى آخرت بود، آدم تا ابد از آن بیرون نمیشد.و نیز فرمود: خداى تعالى آدم را در بهشت منزل داد، و همه چیز را بغیر از یك درخت برایش مباح كرد، و چون مخلوقى از خدا بود، كه بدون امر و نهى و غذا و لباس و منزل و ازدواج نمیتوانست زندگى كند، چون جز بتوفیق خدا نفع و ضرر خود را تشخیص نمیداد، لا جرم فریب دستورات و سوگند ابلیس را خورد، ابلیس نزد او و همسرش آمده گفت: اگر از این درخت كه خدا شما را نهى كرده، بخورید، فرشته میشوید، و براى همیشه در بهشت باقى میمانید، ولى اگر از آن نخورید، خدا از بهشت بیرونتان خواهد كرد، و سپس سوگند خورد، براى آن دو، كه من خیرخواه شمایم، هم چنان كه خداى عز و جل داستان را حكایت كرده، مى فرماید: (ما نهاكما ربكما عن هذه الشجره، إلا أن تكونا ملكین، أو تكونا من الخالدین، و قاسمهما: إنی لكما لمن الناصحین، (سوره اعراف 20 و 21 ) آدم این سخن را از او پذیرفته از آن درخت خوردند، و شد آنچه كه خداى تعالى حكایت كرده: (فبدت لهما سوآتهما)، یعنى لباسهاى بهشتى كه خدا بر تن آنان پوشانده بود، بیفتاد، و شروع كردند به پوشاندن خود از برگ بهشت، (و ناداهما ربهما: أ لم أنهكما عن تلكما الشجره؟ و أقل لكما إن الشیطان لكما عدو مبین)؟ (سوره اعراف 22) بعد از این عتاب كه خدا بانان كرد، گفتند: پروردگارا ما بخود ستم كردیم، و اگر تو ما را نیامرزى، و رحم نكنى، حتما از زیانكاران خواهیم بود، كه قرآن توبه آنان را چنین حكایت كرده: (ربنا ظلمنا أنفسنا، و إن لم تغفر لنا، و ترحمنا، لنكونن من الخاسرین)، (سوره اعراف آیه 23) پس خداى تعالى بایشان فرمود: (فرود شوید، در حالى كه بعضى دشمن بعضى دیگرتان باشید، و شما در زمین قرارگاه، و تا مدتى معین زندگى دارید)، آن گاه امام فرمود: یعنى تا روز قیامت در زمین خواهید بود، سپس فرمود: آدم بر كوه صفا هبوط كرد، و همسرش حوا بكوه مروه، و به مناسبت اینكه آدم صفى خدا بود، صفا را صفا، و به مناسبت اینكه حوا مرئه و زن بود، كوه مروه را مروه خواندند.آدم چهل روز بسجده بود، و بر بهشتى كه از دست داده بود مى گریست، تا آنكه جبرئیل بر او نازل شد، و گفت آیا جز این بود كه خدا تو را بدست قدرت خود آفریده و از روح خود در تو دمید؟ و ملائكه را به سجده بر تو وا داشت؟ آدم گفت: همین طور بود، جبرئیل گفت: پس چرا وقتى تو را نهى كرد از خوردن آن درخت، نافرمانى كردى؟ آدم گفت: آخر ابلیس بدروغ برایم سوگند خورد.

مراد بهشت دنیوى بهشت برزخى است
علامه می فرماید: مراد از اینكه گفته شد: بهشت حضرت آدم از بهشت هاى دنیا بوده، این است كه از بهشت هاى برزخى بوده، كه در مقابل بهشت خلد است و در بعضى از قسمتهاى این روایات اشاره باین معنا هست، مثل اینكه در روایت بالا فرمود: آدم بر صفا، و حوا بر مروه هبوط كرد، و نیز مانند این تعبیر: كه فرمود: مراد به (متاع إلى حین) تا روز قیامت است، در نتیجه مكثى كه مردگان در برزخ، و رسیدن روز قیامت دارند، مكث زمینى است. و در همین زمین زندگى مى كنند، هم چنان كه آیه: (قال) كم لبثتم فی الأرض عدد سنین؟ قالوا: لبثنا یوما أو بعض یوم، فسئل العادین: قال: إن لبثتم إلا قلیلا، لو أنكم كنتم تعلمون، گفت: در زمین چقدر از نظر عدد سال مكث كردید؟ گفتند: یا یك روز، و یا پاره اى از یك روز، باید از شمارگران بپرسى، گفت: شما جز اندكى مكث نكردید اگر دانا مى بودید)، « سوره مؤمنون آیه 113» و نیز آیه (و یوم تقوم الساعه، یقسم المجرمون: ما لبثوا غیر ساعه، كذلك كانوا یؤفكون، و قال الذین أوتوا العلم و الإیمان: لقد لبثتم فی كتاب الله، إلى یوم البعث، فهذا یوم البعث، و لكنكم كنتم لا تعلمون، و روزى كه قیامت بپا میشود، مجرمان سوگند میخورند: كه غیر از ساعتى مكث نكرده اند آن روز نیز مانند دنیا كارشان بى دلیل حرف زدن است، و كسانى كه علم و ایمانشان داده بودیم، در پاسخ گفتند: شما در كتاب خدا تا روز قیامت مكث كردید، و این همان قیامت است، و لكن شما نمیدانید)، « سوره روم آیه 56» نیز این معنا را افاده مى كند، (چون در هر دو آیه وقتى سؤال از زندگى برزخ مى كنند، مى پرسند: چقدر در زمین مكث كردید)، پس معلوم میشود زندگى برزخى در همین زمین است.علاوه بر اینكه عده اى از روایات از اهل بیت ع دلالت دارد بر اینكه بهشت آدم در آسمان بوده، و او با همسرش از آسمان نازل شدند، از این هم كه بگذریم كسانى كه انس ذهنى بروایات دارند، از اینكه بهشت نامبرده در آسمان باشد، و آدم از آنجا بزمین هبوط كرده باشد، با اینكه در زمین خلق شده و در آن زندگى كرده باشند، هیچ تعجب نمى كند، هم چنان كه در روایات در عین اینكه آمده: كه بهشت در آسمان است، در عین حال آمده: كه سؤال قبر در قبر است، و همین قبر یا روضه ایست از ریاض بهشت، و یا حفره ایست از حفره هاى دوزخ، و از این قبیل تعبیرات،

در مورد اسکان دائمی یا موقت آدم در بهشت
در مورد اینکه بهشتی که حضرت آدم در آن بوده محل اسکان دائمی وی بوده یا آنکه به صورت موقت،از آیات قرآن استفاده می شود كه حضرت آدم(ع) برای زندگی در روی زمین، همین زمین معمولی آفریده شده بود از جمله: "و اذ قال ربك للملائكه انی جاعل فی الارض خلیفه...(بقره/30).ولی در آغاز خداوند آدم و همسرش (حوا) را در بهشت ساكن كرد كه یكی از باغ های سرسبز پرنعمت این جهان بود، محیطی كه در آن برای آدم هیچ گونه ناراحتی وجود نداشت:" و قلنا یا ادم اسكن انت و زوجك الجنه" و گفتیم ای آدم تو با همسرت در بهشت سكونت كن و...(بقره/35).شاید علت این جریان آن بوده كه آدم با زندگی كردن در روی زمین هیچ گونه آشنایی نداشت و تحمل زحمت های آن بدون مقدمه برای او مشكل بود، بنابراین می بایست مدتی كوتاه تعلیمات لازم را در محیط بهشت ببیند و بداند زندگی روی زمین توأم با برنامه ها و تكالیف ومسؤولیت ها است كه انجام صحیح آنها باعث سعادت و تكامل و بقای نعمت است و سر پیچی از آن سبب رنج و ناراحتی می باشد.آدم(ع) می بایست در آن محیط (بهشت این جهان) چگونگی زندگی در زمین را یاد بگیرد و با داشتن این آمادگی به روی زمین قدم بگذارد و شاید علت این كه آدم(ع) برای خلافت زمین آفریده شده بود مدتی در بهشت درنگ می كند و دستورهایی به او داده می شود جنبه تمرین و آموزش داشته باشد»بنابراین حضرت آدم و حوا برای زندگی كردن در زمین خلق شده بودند و بهشت آنها موقتی بود و آن بهشت نیز طبق نقل روایت باغی از باغ های همین دنیا بود.پس از همان زمان که وی در بهشت ساکن بود قرار بر این نبود که انسانها همگی در بهشت باشند تا در اثر خطای آدم از بهشت رانده شوند بلکه از همان ابتدا قرار بر آمدن انسانها به زمین بوده است. حتی بنابر روایات حضرت آدم و حوا تنها 6 ساعت در بهشت بودند( بحار الانوار ج11 ص 188 روایت 45).

مکان بهشت آدم
از نظر تورات، رودی در بهشت آدم جریان داشته كه به چهار نهر تقسیم می شده است: نهر فیشون، نهر جیحون، نهر حدقل، نهر فرات.بهشت عدن كه مسكن آدم(ع) بوده است، بنا به عقیده بعضی از محققین در شمال بین النهرین، در دشت فرات میان شهرهای عنه و هیت قرار داشته و بعضی دیگر، آن را در ملتقای فعلی دجله و فرات میان شهرهای اور و اورید و نزدیك به خلیج فارس می دانند.اسنادی در بین سنی هاست که می گویند حضرت آدم(ع) از جنت خلد رانده نشد بلکه از باغ های موجود در کره زمین رانده شد. ولی نظر علمای شیعه این است که بهشت مقصود که حضرت آدم(ع) در آن می زیسته است بهشت اخروی نبوده است، در بهشت اخروی امکان خروج و ورود شیطان نمی باشد پس یا یک بهشت برزخی بوده است، یا از نوعی بوده است که ما به درستی از آن با خبر نیستیم. شاید بتوان گفت بهشت معهود حضرت آدم(ع) با بهشت موعود آدمیان تفاوت دارد. زیرا بهشت موعود نتیجه اعمال خود انسان است و شیطان در آن راه ندارد. اما از جهت سرسبزی و آسایش و برخی ویژگی های دیگر، بهشت حضرت آدم(ع) با بهشت موعود تناسب دارد، لذا در این باره گفته شده است از آیات قرآن استفاده مى شود كه حضرت آدم(ع) براى زندگى در روى زمین، همین زمین معمولى آفریده شده بود از جمله: و اذ قال ربك للملائكة انى جاهل فى الارض خلیفة...، (بقره،آیه 30).ولى در آغاز خداوند آدم و همسرش (حوا) را در بهشت ساكن كرد كه یكى از باغ هاى سرسبز پرنعمت این جهان بود، محیطى كه در آن براى آدم هیچ گونه ناراحتى وجود نداشت. و قلنا یا ادم اسكن انت و زوجك الجنة؛ و گفتیم اى آدم تو با همسرت در بهشت سكونت كن و...، (بقره، آیه 35).شاید علت این جریان آن بوده كه آدم با زندگى كردن روى زمین هیچ گونه آشنایى نداشت و تحمل زحمت هاى آن بدون مقدمه براى او مشكل بود، بنابراین مى بایست مدتى كوتاه تعلیمات لازم را در محیط بهشت ببیند و بداند زندگى روى زمین توأم با برنامه ها و تكالیف و مسؤولیت ها است كه انجام صحیح آنها باعث سعادت و تكامل و بقاى نعمت است و سرباز زدن از آن سبب رنج و ناراحتى.
آدم(ع) مى بایست در آن محیط (بهشت این جهان) چگونگى زندگى در زمین را یاد بگیرد و با داشتن این آمادگى به روى زمین قدم بگذارد و شاید علت این كه آدم(ع) براى خلافت زمین آفریده شده بود مدتى در بهشت درنگ مى كند و دستورهایى به او داده مى شود جنبه تمرین و آموزش داشته باشد»، بنابراین حضرت آدم و حوا براى زندگى كردن در زمین خلق شده بودند و بهشت آنها موقتى بود و آن بهشت نیز طبق نقل روایت باغى از باغ هاى دنیا بود.

حدیثی از امام صادق(ع)
از بهشتی كه آدم بوالبشر در آنجا بود نیز به بهشت دنیا تعبیر شده است، چون از مقدمات دنیا و متصل به آن و موجب آمادگی و تهیؤ آمدن به دنیا بوده است .یكى از راویان حدیث مى گوید از امام صادق ع راجع به بهشت آدم پرسیدم امام (ع) در جواب فرمود: « جنه من جنات الدنیا یطلع فیها الشمس و القمر و لو كان من جنان الاخره ما خرج منها ابدا» ترجمه: باغى از باغهاى دنیا بود كه خورشید و ماه بر آن مى تابید، و اگر بهشت جاودان بود هرگز آدم از آن بیرون رانده نمى شد و از اینجا روشن مى شود كه منظور از هبوط و نزول آدم به زمین نزول مقامى است نه مكانى یعنى از مقام ارجمند خود و از آن بهشت سر سبز پائین آمد.این احتمال نیز داده شده كه این بهشت در یكى از كرات آسمانى بوده است هر چند بهشت جاویدان نبوده، در بعضى از روایات اسلامى نیز اشاره به بودن این بهشت در آسمان شده است ولى ممكن است كلمه سماء (آسمان) در این گونه روایات اشاره به" مقام بالا" باشد، نه" مكان بالا".ولى بهر حال شواهد فراوانى نشان مى دهد كه این بهشت غیر از بهشت سراى دیگر است چرا كه آن پایان سیر انسان است و این آغاز سیر او بود، این مقدمه اعمال و برنامه هاى او است و آن نتیجه اعمال و برنامه هایش.

محل هبوط آدم (ع)
در بسیاری از روایات، كوه سراندیب (سیلان یا سری لانكا) را در جنوب هندوستان، به عنوان محل هبوط و اقامتگاه اولیه آدم(ع) ذكر كرده اند. در این جزیره كوهی است كه پرتغالیها آن را كوه آدم نامیده اند و گفته می شود در آن كوه، جای پای آدم است. ارتفاع این كوه 7420 پاست و می گویند گیاهی در این جزیره می روید كه آدم با خود از بهشت آورده است.منشا این فكر كه محل فرود آدم در جنوب هندوستان بوده، پندار بعضی از مفسران است كه براساس آنچه در سفر پیدایش تورات آمده كه در بهشت چهار نهر جریان داشته كه نخستین آن، فیشون بوده است؛ فكر كرده اند رود فیشون، نهر هند است و بهشت عدن در هندوستان بوده و آدم و حوا پس از خروج از هندوستان به جنوب جزیره سراندیب (سیلان) هبوط كرده اند.

نتیجه
به هر حال بطور خلاصه باید بگوئیم که اولا منظور از بهشت که حضرت آدم (ع) مدتی در آن ساکن بود و بعد از آن اخراج شد، غیر از بهشت اخروی است، بلکه یک بهشت دنیایی بود که در آن بر اثر گستردگی نعمت، هیچگاه رنج گرسنگی و تشنگی را تحمل نمی کرد و برهنه نمی ماند و آفتاب زدگی نداشت، اما بدنبال وسوسه های شیطان و عصیان امر پروردگار، از شجره ممنوعه (که در بعضی از تفاسیر به درخت انگور، خرما، لیمو، خوشه گندم و… تفسیر شده است، که روی مصالحی از نزدیک شدن به آن و خوردن از آن نهی شده بود) خورد و بدنبال آن از بهشت اخراج شد. این در حالی بود که خداوند متعال قبلا به آدم و همسرش هشدار داده بود که به این درخت نزدیک نشوند و فریب شیطان را نخورند که موجب خروج آنها از بهشت خواهد شد.در آیات مربوط به حضرت آدم و خروج او از بهشت شواهد و دلائل بسیاری وجود دارد که به روشنی می رساند که لحن آیات ارشادی و نصیحت گرانه بوده است و پی آمد نهی، خروج از بهشت و ورود در مشقت و رنج¬های دنیوی می باشد.

در فلسفه اسلامی و آنچه از بعضی آیات و روایات بر می آید. سه عالم داریم:
1- عالم ماده: که دارای آثار مادی است. مانند تغییرات در صورت و اشغال مکان و متاثر شدن در دایره زمان و..

2- عالم مثال: مادی نیست ولی آثار مادی را دارند. مثلا خواب میبیند که به زیارت خانه خدا رفته و بسیار احساس شعف و خوشی دارد. در حالی که پس از بیداری متوجه میشود که بدنش هیچ حرکتی نداشته .و یا رویای بد می بیند. حال این خواب خوش یا رویای بد گاهی در جسم هم اثر میگذارد .مثلا عرق می کند یا دا د و فریاد میزند. ویا بدنش سنگین میشود. اینها اثار مادی خوابی است که در عالم مثال براش پیش آمده.ومن ورائهم برزخ ای یوم یبعثون.(سوره مومنون آیه 100)بعد از این دنیا حائلی است تاروزی که همه برانگیخته میشوند.

3- عالم مجرد(عالم قیامت): نه مادی است نه اثر مادی دارد. بلکه مجرد محض است اما بدن به مقتضای تجرد را دراست نه این بدن مادی. لذا با ایاتی که اثبات جسمانی معاد می کند منافات ندارد. یعنی انسانها زنده می شوند نه بااین بدن مادی بلکه با بدنی که شایسته حیات قیامتی است.
پس حقیقت انسان وجود دارد در قالب بدن مقتضای قیامت. مانند انسانی که پس از 70 سال همان انسان 70 سال فبل است. در حالی که تمام سلولهای بدن او بکرات تغییر کرده. واگر یک مجرم 50 سال قبل را دستگیر کنند به مقتضای همان انسان مجرم 50 سال قبل با اورفتار میشود. با اینکه چندین بار تمام سلولهای بدن او متغییر شده و هم اکنون اثری از سلولهای 50 سال فبل در او مشاهده نمیشود.البته منظور از زنده شدن انسانها این نیست که میمیرند و سپس زنده میشوند.بلکه حقیقت انسان از این دنیا به عالم برتر که عالم برزخ و پس از آن عالم قیامت است در حال حرکت است.« انا لله و انا الیه راجعون» (سوره بقره آیه 156) همه برای خدا و بسوی خدا برمیگردند.« و الی الله تصیر الامور » (سوره شوری آیه 53) تمام اموربسوی خدا در حرکتند. توقفی بنام مرگ نفس یا روح نیست. هرچند این جسم وسلولها پس از مدتی در زیر خاک از بین میروند. و آیات فراوان دیگر ونیز روایات.. با این توضیح: ما سه نوع بهشت داریم:

1- بهشت دنیوی مانند استفاده همه از نعمتهای خداوند در دنیا که مادی است.
2- بهشت برزخی که عالم مثال است. که مادی نیست ولی آثار ماده را دارد.
3- بهشت آخرت که روز قیامت است .که نه ماده است نه مثالی بلکه مجرد محض است.
بهشت آدم بهشت مثالی درعالم دنیا بود که با ترک اولی از آن عالم وجایگاه مثالی تنزل نمود به عالم ماده. مانند کسانی که در همین دنیا هستند ولی صورت مثالی (باطنی)افراد را میبینند. واما زندگی آن حضرت درهمین دنیا بود.البته این با بعضی روایات که بهشت را درهمین دنیا میدانند منافات ندارد .یعنی میشود در دنیا بود ودارای فضائل و مناقب وبالطبع صاحب نعمتها بود ولی با معصیت یا ترک اولی نعمت از او سلب شود. واین همان هبوط و نزول از مقام معنوی است.بنابر این آیه شریفه: «فاخرجهما الشیطان فیه وقلنااهبطوا.. » ترجمه: پس شیطان اونها (آدم وحوا) را از بهشت بیرون کرد. وما گفتیم پایین برید( سوره بقره آیه 36) هم با نظریه بهشت دنیوی سازگار است که همان استفاده از نعمتهای خداوند است. که در دنیا وجود دارد. بنابر نظریه ای که حضرت آدم در بهشت دنیا بود.البته دیگر رنج کارکردن و تلاش جسمانی نداشتد مانند باغبانی که باید باغبانی کند تا میوه های آن را استحصال و مورد استفاده قراردهد. زیرا این نوع نعمت برای همه در دنیا مقدور است. بلکه استفاده از بهشت و نعمتهای خدا بود بدون بدون رنج بردن و فقط با اراده نمودن هر نوع غذا برای او فراهم میشد. تا اینکه با ترک اولی و خوردن ان میوه درخت ممنوعه از آن نعمتهای آما ده محروم شده و از آن پس باید با کار و رنج به نعمتها دست پیدا می کرد.و هم با نظریه بهشت مثالی در حالی که خودش در همین دنیا بود. دربهشت برزخی (مثالی ) حضرت درعالم مثالی متنعم به نعمت بهشتی بود اما بدنش در همین دنیا بود و تکلیف هم داشت. مانند بسیار ی از اوتاد واولیاءالله که در دنیا هستند ولی در اثرریا ضت وبند گی حق روحشان بر عالم ماده چیره می شودودر عالم مثال پرواز می کنند وجسمشان اسیر نفس روحانی شان است. مانند اینکه در آن واحد1000 نفر در سراسردنیا امام معصوم را ببینند. با اینکه امام یکی بیشتر نیست ولی در مثالهای مختلف قابل رویت برای محبین آن هست.بهشت قیامت. همان بهشت موعود است که انسان با اعمال خود زمینه ساز آن هست. و آیات و روایات زیادی بر این امر دلالت دارد.

 
 
 
 
 
 
 
 

1- ترجمه الميزان، ج‏1، ص 117 – 195، ص: 211-214

2- تفسير نمونه، ج 1، ص 184-187

3- ترجمه الميزان، ج‏8، ص: 47

4- استاد مطهری، شناخت، صفحه 31-29 و ص 29-26

5- سایت اندیشه قم، مقاله آدم و حوّا در بهشت

6- کتاب معادشناسي/ علامه تهرانی، جلد سوم/ قسمت نهم

 
 
خووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووب بووووووووووووووووووووووووووووووووووووود

دوشنبه 12 اسفند
محدثه امامی زاده
   
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران (my.tahoor.com) اقدام نمایید.
 
 
 
 

شبهه عدم سازگاری عصمت حضرت آدم (ع) و مخالفت وی با نهی الهی

سکونت آدم (ع) و همسرش در بهشت و مسائل پیرامون آن (1)

 
 
 
 

1- ترجمه الميزان، ج‏1، ص 117 – 195، ص: 211-214

2- تفسير نمونه، ج 1، ص 184-187

3- ترجمه الميزان، ج‏8، ص: 47

4- استاد مطهری، شناخت، صفحه 31-29 و ص 29-26

5- سایت اندیشه قم، مقاله آدم و حوّا در بهشت

6- کتاب معادشناسي/ علامه تهرانی، جلد سوم/ قسمت نهم

 
 
 
 
 
 
   
 
 
 
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور