جستجو
     
  
 
 
کتاب صوتی آه بر اساس ترجمه نفس المهموم
 
 
 
 
 
آثار و پیامدهای منفی عجب و خودپسندی
1,225
 
 

Tahoor_invitation

عجب و خودپسندی درخت خبیثی است که ثمرة آن بسیاری از گناهان کبیره و امور هلاک کننده انسان است واین درخت در دل هر که ریشه کند، کار او به کفر و شرک و بالاتر از آن ها می رسد. امام علی (علیه السلام) می فرمایند: «ما اضر المحاسن کالعجب» هیچ چیز مانند خودپسندی به نیکی ها ضرر نمی رساند(غررالحکم،7086). شناخت مضرات و آفات عجب می تواند عامل محرکی برای ترک این صفت ناپسند باشد. در ادامه به برخی از آثار منفی عجب اشار می کنیم.

1- هلاکت معنوی انسان
عجب موجب هلاکت و نابودی معنوی انسان می شود و ایمان و اعمال انسان را به باد فنا مى دهد و فاسد مى كند. امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: «من دخله العجب هلك»: به هر کس خودپسندی راه یابد، نابود می شود.

2- تسلط شیطان
عجب و خودپسندی موجب تسلط شیطان بر انسان می شود. در این باره، پیامبر اعظم (صل الله علیه و آله) می فرمایند: حضرت موسی(علیه السلام) (به شیطان)فرمود: «مرا آگاه کن از گناهی که اگر انسان آن را انجام دهد، بر او تسلط پیدا می کنی.» شیطان گفت: « هنگامی که از خودش خوشش آید و عملش را زیاد به شمار آورد و گناهش به نظرش کوچک بیاید(بر اوتسلط پیدا می کنم)» (... فقال موسى فأخبرنی بالذنب الذی إذا أذنبه ابن آدم استحوذت علیه قال إذا أعجبته نفسه و استكثر عمله و صغر فی عینه ذنبه)

3- فاسد شدن عبادت
حضرت امام سجاد (علیه السلام) در دعای مکارم الاخلاق اینگونه از خداوند درخواست می کنند: « عبدنی لك و لا تفسد عبادتی بالعجب: مرا به بندگى خودگیر و عبادتم را با عجب و غرور تباه مكن» .بنابراین متوجه می شویم که عجب به عبادات موجب فاسد و بی اثر شدن آن می شود.

4-كوچك شمردن گناهان و بدی ها و بزرگ شماردن اعمال شایسته
عجب موجب می شود که شخص گناهانی را که مرتکب شده کوچک و بی اهمیت بشمارد؛ در نتیجه آنها را فراموش کرده و به خاطر نمى گذراند و اگر گاهى به خاطرش بگذرد اعتنائى نمى كند و آن را بى اهمیت و ناچیز مى شمارد، و در نتیجه كوششى براى تدارك و تلافى گناهان نمى نماید، بلكه گمان مى برد كه خدا آن ها را خواهد آمرزید. در حالیکه امیرالمومنین (علیه السلام) می فرمایند: «أشد الذنوب ما استهان به صاحبه»: «سخت ترین گناه آن است که بجا آورنده اش آن را خوار شمارد» (نهج البلاغه،حکمت 348). همچنین اگر عبادتى از انسان خودپسند سربزند، آن را بزرگ مى شمارد و به آن شاد مى شود و بر خدا منت مى گذارد، و نعمت توفیق و قدرتى را كه خدا براى آن به او داده فراموش مى كند. و وقتى گرفتار چنین عجبى شد از درك آفات و معایب اعمال خود غافل مى شود. و كسى كه در اندیشه بررسی آفات اعمال خود نباشد كوشش او به هدر مى رود، زیرا اگر اعمال ظاهرى خالص و از آفات منزه نباشد، سود نمی بخشد. پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «لا تستكثروا الخیر و إن كثر فی أعینكم»: «خوبی را زیاد نشمارید، هر چند در نظر شما زیاد آید»(الأمالی للصدوق، ص433). امام علی (علیه السلام) نیز در توصیف بندگان صالح خدا می فرمایند: «إن لله عبادا .. لا یستكثرون له الكثیر و لا یرضون لهم من أنفسهم بالقلیل یرون فی أنفسهم أنهم أشرار و إنهم لأكیاس »: «همانان خدا را بندگانی است که .... زیاد را برای او زیاد نمی شمارند و از خویشتن به عبادت کم رضایت نمی دهند،خود را مردمانی بد می بینند، در حالیکه افرادی زیرک و نیکوکارند»(بحارالأنوار ج75،ص309).

5- اعتماد بر نفس و اعمال خود و غفلت از خودسازى و اصلاح نفس
وقتی که شخص خودپسند دچار دو آفت قبل شد، این باور را پیدا می کند كه همه اعمالش خوب است و باید از او تقدیر گردد. در این صورت او كى به فكر اصلاح خویش خواهد افتاد؟! كسى به دنبال خودسازى مى رود كه بر این باور باشد كه مشكلى دارد.امام علی(علیه السلام ) می فرمایند: «من أعجب بحسن حالته قصر عن حسن حیلته »: کسی که به حال خوبش عجب داشته باشد، از انجام تدبیر خوب برای نفسش باز می ماند(غررالحکم،7114). چنین شخصی بر خودش و اعمالی که انجام می دهد اعتماد کند و در نتیجه خود را از خداوند بی نیاز دانسته و به فضل او توجه نمی كند، و برخدا لازم می داند كه به او اجر و ثواب دهد. و گمان می كند كه اگر با عدل هم با او رفتار شود مستحق ثواب است. وقتى این حالت بر روح او مسلط شد ،دیگر جایی براى التجاء، توبه،انابه،استغفار و بازگشت به سوى خداوند برای او باقی نخواهد ماند. بعید نیست گفته شود كه این اثر از همه آفات و آثار عجب بدتر است. چون عجب او موجب شده كه گمان کند كه مشكلى ندارد. هرگز چنین كسى به پزشک روح مراجعه نخواهد کرد بلكه اگر به او گفته شود تو بیمار هستى حتما با ناباورى طرف را مخاطب قرار داده كه این مشكل شماست نه مشكل من. امام علی (علیه السلام) می فرمایند: «الإعجاب یمنع الازدیاد»: «خودپسندی مانع پیشرفت و کمال است»(نهج البلاغه،حکمت167).

6- عدم قبولى سایر اعمال
مرحوم شیخ صدوق كه یكى از بزرگ ترین محدثین شیعه است در كتاب خصال روایتى از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند كه آن حضرت فرموده اند: «قال إبلیس لعنة الله علیه لجنوده إذا استمكنت من ابن آدم فی ثلاث لم أبال ما عمل فإنه غیر مقبول منه إذا استكثر عمله و نسی ذنبه و دخله العجب»: شیطان می گوید اگر من در سه چیز بر فرزند آدم چیره و غالب گردم دیگر هیچ باكى ندارم كه او چه مى كند. زیرا كه سایر اعمال او هرگز پذیرفته درگاه خداوندى نیست: هنگامی که عمل خود را بسیار بداند و گناه خویش را فراموش كند و عجب در او راه یابد. (خصال، باب الثلاثه، ح 86)

7-اشتباه در عقاید و نظرات علمی
اگر انسان به رأى و عقل و علم خود عجب و غرور داشته باشد از پرسیدن و استفاده علمی و مشورت كردن با دیگران باز مى ماند، پند كسى را نمى شنود و نصیحت هیچ نصیحت کننده ای را نمى پذیرد و در نتیجه اگر در عقیده اش اشتباه کرده باشد، به اشتباه خود پی نمی برد و گمراه باقی می ماند.به خصوص در مورد عقاید دینی که اشتباه در آنها موجب خروج از جاده هدایت می شود. اما اگر وى خودش را متهم كند و به نظر خود تكیه نکند، و با دانشمندان مشورت کند و به نظرات دیگران اهمیت بدهد، از این انحراف در امان می ماند. در حدیثی از امام هادی (علیه السلام) در این باره می خوانیم: « العجب صارف عن طلب العلم داع إلى الغمط و الجهل »: خود پسندی از طلب علم باز می دارد و به تحقیر دیگران و جهل فرا می خواند (بحارالأنوار ،ج69 ،ص200).

8- خود را برتر از دیگران دیدن (کبر)
کبر ثمره و زائیده عجب است، زیرا كه عجب خودپسندى است، و كبر بزرگى كردن بر دیگران و خود را برتر از دیگران دانستن است. خود خواهی و حب زیاد نفس باعث می شود که وقتی انسان در خود كمالى دید، حالت خود پسندی و سروری به او دست دهد که به آن حالت «عجب» می گویند، و وقتی در اثر همین خودپسندی و حب نفس، دیگران را فاقد آن كمال گمان كند، حالت دیگرى به او دست می دهد كه عبارت است از خود را برتر دیدن، كه به آن «كبر» می گویند.

9- دچار شدن به ریا
یکی دیگر از مفاسد عجب آن است که انسان را به ریا وادار می كند. زیرا كه معمولا اگر انسان اعمالش را ناچیز شمارد و اخلاقش را فاسد بداند و ایمانش را قابل نشمارد و به صفات و اعمال خودش مغرور نباشد، بلكه خود و همه چیز خود را زشت و پلید داند، آنها را در معرض نمایش نیاورده و خودنمایى نمی كند: «متاع فاسد زشت را به بازار مكاره نبرند». ولى اگر خود را كامل و اعمالش را قابل دید، در صدد نشان دادن آنها به دیگران بر می آید و خود فروش می شود.

10- ضایع شدن عقل
امیرالمومنین(علیه السلام) می فرمایند: «عجب المرء بنفسه احد حساد عقله» ( نهج البلاغه، حکمت 212 ): خوشامد انسان از خود و خودپسندی یکی از حسودان عقل اوست. حسود با آنچه به آن حسودی می کند دشمن است و می خواهد او را به زمین بزند و نابود کند. عجب هم می خواهد عقل را از مقام خودش ساقط کند.چنانچه ایشان می فرمایند: «العجب یفسد العقل»: خودپسندی عقل را فاسد و تباه می کند(غررالحکم،846). دلیل این تاثیر منفی عجب بر عقل این است که یكی از حالات و قوائی كه در عقل انسان (منظور از عقل در اینجا عقل عملی است که کارکرد آن ادراک اموری است که سزاوار است انسان آنها را انجام دهد) تأثیر دارد، طغیان هوا و هوسها و احساسات لجاج آمیز و تعصب آمیز و امثال اینها است، زیرا منطقه و حوزه این بخش از عقل (عقل عملی) به دلیل اینكه مربوط به عمل انسان است همان حوزه و منطقه احساسات و تمایلات و شهوات است. این امور اگر از حد اعتدال خارج شوند و انسان محكوم اینها باشد نه حاكم بر اینها، در برابر فرمان عقل فرمان می دهند، در برابر چراغ عقل گرد و غبار و دود و مه ایجاد می كنند، دیگر چراغ عقل نمی تواند پرتو افكنی كند. مانند دانش آموزی که عقل او می گوید برای موفق شدن در تحصیل باید خوب درس بخواند ولی میل به تنیلی و. .. در مقابل ندای عقل او را وسوسه می کنند که به سراغ بازی و تفریح برو. بدیهی است كه اگر این وسوسه ها زیاد باشد، جوان ندای عقل خود را نشنیده و چراغ فطرت را ندیده می گیرد و با خود می گوید فعلا برویم خوش باشیم تا ببینیم بعدها چه می شود. با نیروی عقل می توان در مقابل هر دشمنی ایستادگی کرد. ولی اگر دشمنی پیدا شود كه بتواند عقل را بدزدد پس او از همه دشمنان خطرناكتر است.

11- تنهایی انسان و دشمنی دیگران با او
امیرالمومنین (علیه السلام) می فرمایند: «لا وحدة أوحش من العجب»: هیچ تنهایى از عجب وحشتناك تر نیست»(نهج البلاغه،حكمت 113). عجب تنهایى وحشتناكى است كه آن كه به این بیمارى مبتلا شده را زیر شكنجه غربت خرد مى كند. جالب توجه این كه از نظر روانشناسى هم حقیقت همین است. هر كه مبتلا به ناز و دلال گردد و به دارایى مال و ثروت، زیبایى، اخلاق خوب و علم و... خود ببالد در واقع با این ناز و كرشمه خود را تنها مى كند و دیگران به راحتى از او گسسته و جدا مى شوند او بى یار و یاور مانده و كمتر كسى مایل است كه چنین شخصى را تحمل كند. و حتی به دشمنی دیگران با او منتهی می شود.امام علی (علیه السلام) می فرمایند: «ثمرة العجب البغضاء»: میوه خودپسندى، دشمنى و کینه توزى است.

 
 
 
 
 
 
 
 

اصول کافی ،کلینی ،ج2،باب العجب

میزان الحکمه،ری شهری ،باب العجب

علم اخلاق اسلامی(ترجمه جامع السعادات)،ص397 و 398

چهل حدیث،امام خمینی (ره)، حدیث سوم

آشنایی باقرآن ،شهیدمطهری ،ج3،ص19

ده گفتار، شهیدمطهری ،ص49-52

مقاله گامی در مسیر خودسازی، مرتضی آقا تهرانی

 
   
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران (my.tahoor.com) اقدام نمایید.
 
 
 
 

راه کلی درمان عجب و خودپسندی

شناخت مفهوم عجب (خودپسندی) و ریشه آن

 
 
 
 

اصول کافی ،کلینی ،ج2،باب العجب

میزان الحکمه،ری شهری ،باب العجب

علم اخلاق اسلامی(ترجمه جامع السعادات)،ص397 و 398

چهل حدیث،امام خمینی (ره)، حدیث سوم

آشنایی باقرآن ،شهیدمطهری ،ج3،ص19

ده گفتار، شهیدمطهری ،ص49-52

مقاله گامی در مسیر خودسازی، مرتضی آقا تهرانی

 
 
 
 
 
 
   
 
 
 
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور