جستجو
     
  
 
 
کتاب صوتی آه بر اساس ترجمه نفس المهموم
 
 
 
 
 
خیرخواهی نقطه مقابل حسد
1,571
 
 

Tahoor_invitation

• نقطه مقابل حسد، «نصح» و خیرخواهى است، به این معنى كه نه تنها انسان خواهان زوال نعمت از دیگران نباشد بلكه طالب بقاى نعمت و افزون شدن آن براى همه نیكان و پاكان گردد، یا به تعبیرى دیگر آنچه از خیر و خوبى و سعادت معنوى و مادى براى خویش مى خواهد براى دیگران نیز بطلبد و این یكى از فضایل معروف است كه در آیات قرآن و روایات اسلامى به آن اشاره شده است.

پیامبران الهى خیرخواهان امت ها بودند و یكى از صفات بارز آنها همین موضوع بود. قرآن مجید از زبان «نوح» شیخ الانبیا چنین نقل مى كند كه به قوم خود فرمود: «ابلغكم رسالات ربى و انصح لكم و اعلم من الله ما لاتعلمون; رسالت هاى پروردگارم را به شما ابلاغ مى كنم و خیرخواه شما هستم و از خداوند چیزهایى(از لطف و مرحمت و عنایت) مى دانم كه شما نمى دانید».

در اینجا بعد از مسئله ابلاغ رسالت سخن از نصح و خیرخواهى امت به میان آمده كه نقطه مقابل حسد و بخل و خیانت است. همین معنى با تفاوت مختصرى در مورد پیامبر بزرگ خدا هود(علیه السلام) آمده است آنجا كه مى گوید: «ابلغكم رسالات ربى و انا لكم ناصح امین; رسالتهاى پروردگارم را به شما ابلاغ مى كنم و من خیرخواه امینى براى شما هستم». همین معنى درباره حضرت صالح(اعراف، 79) و حضرت شعیب(اعراف، 93) وارد شده است. بدیهى است خیرخواهى منحصر به این چهار بزرگوار نبوده بلكه همه انبیاى الهى و اولیا معصومین این ویژگى را داشتند و پیروان راستین آنان نیز باید خیرخواه دیگران باشند، نه حسود باشند و نه بخیل.

در حدیث پر معنایى از پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) نقل شده است كه درباره مردى از طایفه انصار شهادت داد كه او از اهل بهشت است، هنگامى كه درباره زندگى این مرد بهشتى تحقیق كردند عبادت زیادى در او مشاهده نكردند، بلكه دیدند شب هنگام كه به بستر استراحت مى رود یاد خدا مى كند و سپس به خواب مى رود تا موقع نماز صبح، مشاهده این وضع موجب سؤال از خودش شد، او در جواب گفت: «ما هو الا ما ترون غیر انى لااجد على احد من المسلمین فى نفسى غشا و لا حسدا على خیر اعطاه الله ایاه; وضع من همان است كه دیدید، ولى من نسبت به هیچ كس از مسلمانان كه خدا نعمتى به او بخشیده در دل خود نه خیانتى مى بینم و نه حسدى(بلكه من خیرخواه همه هستم و از نعمت هاى آنها خوشحالم)»! در حدیث دیگرى آمده است كه پیامبر اكرم فرمود: «ان اعظم الناس منزلة عندالله یوم القیامة امشاهم فى ارضه بالنصیحة لخلقه; بلند مقام ترین مردم در پیشگاه خداوند در قیامت كسى است كه از همه بیشتر تلاش در خیرخواهى مردم كرده است». در روایت دیگرى از همان حضرت(صلى الله علیه وآله) میزان و معیارى براى خیرخواهى بیان شده و آن این است كه از منافع دیگران به اندازه منافع خویش دفاع كند فرمود: «لینصح الرجل منكم اخاه كنصیحته لنفسه; باید هر كدام از شما نسبت به برادر مؤمن خود خیرخواه باشد به همان اندازه كه نسبت به خویش خیرخواه است»!

واژه «نصح» و «نصیحت» گر چه در زبان روزمره فارسى ما معمولا به معنى اندرز به كار مى رود ولى در لغت عرب چنین نیست، بلكه مفهوم وسیع و گسترده اى دارد. «راغب» در كتاب «مفردات» مى گوید: «نصح و نصیحت» هر كار و هر سخنى است كه در آن مصلحت دیگرى باشد و این واژه در اصل به معنى خلوص و اخلاص است. به همین دلیل عسل خالص را «ناصح» مى گویند، كار خیاط را هم نصح مى نامند به خاطر اصلاح كردن پارچه اى كه به او داده شده است و از آنجا كه شخص خیرخواه از روى خلوص و اخلاص در اصلاح كار دیگران مى كوشد، واژه نصح و نصیحت در باره او به كار مى رود و اصولا هر چیزى كه خالص و صاف باشد خواه در سخن یا عمل و در امور مادى یا معنوى، واژه «نصح» بر آن اطلاق مى شود. بنابراین هنگامى كه در بحث هاى اخلاقى سخن از نصیحت به میان مى آید مقصود ترك هر گونه حسد، كینه، بخل و خیانت است.

 
 
 
 
 
 

اخلاق در قرآن آیت الله مکارم شیرازی ج2(همراه با حذف و اضافات)

 
   
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران (my.tahoor.com) اقدام نمایید.
 
 
 
 
 
 
 
 

اخلاق در قرآن آیت الله مکارم شیرازی ج2(همراه با حذف و اضافات)

 
 
 
 
 
 
   
 
 
 
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور