جستجو
     
  
 
 
کتاب صوتی آه بر اساس ترجمه نفس المهموم
 
 
 
 
 
اسباب و نشانه های کبر و تکبر
957
 
 

Tahoor_invitation سبب و منشا کبر
كبر که یک حالت درونی و نفسانی است، اسباب بسیارى دارد كه برگشت تمام آنها به این است كه انسان كمالى را در خود گمان كند (چه در واقع دارای آن کمال باشد و چه نباشد) و در نتیجه گرفتار عجب و خودپسندی شود. سپس این عجب با حب نفس مخلوط شده و باعث می شود که شخص كمال دیگران را نبیند و آنها را ناقص تر از خود گمان كند، و به مرض خطرناک کبر دچار شود. مثلا کسی که خود را عالم یا عارف یا متقی و پرهیزکار می داند، خود را برتر از دیگران می بیند و می گوید من از همه علما، با سوادترم؛ عبادت هیچ کس به اندازه عبادت من نیست و ... حتى صاحبان اخلاق زشت و اعمال ناپسند نیز گاهى دچار كبر می شوند، چون اخلاق و رفتار خود را نوعی كمال به حساب می آورند.

یكى از عوامل مهم گرفتار شدن در دام عجب و سپس کبر، كوچكى افق فكر و کمی ظرفیت است. چیزهایى كه كمال نیست، یا كمالی شایسته نیست، در چنین انسانی تأثیر شدیدی كرده و او را به عجب و كبر وادار مى كند، و هر چه حب نفس و دنیا در او بیشتر باشد، این امور بیشتر مؤثر واقع می شود. چنین شخصی به مجرد آنكه كمالى در خود مى بیند و امتیازى در خود مشاهده مى كند گمان مى كند داراى مقام و مرتبه اى است، با آنكه اگر با نظر اعتبار و انصاف نظر كند، به هر رشته اى كه وارد است و به هر كمالى كه متصف است، مى فهمد كه آنچه را كه كمال گمان كرده و به آن افتخار و تكبر نموده، یا اصلا كمال نبوده، یا اگر بوده در مقابل كمالات دیگران ارزشی نداشته است. مثلا عالمی که خود را برتر از دیگران می داند باید بداند که این علم وقتی مفید است که به آن عمل شود و اگر این شخص عامل به علم خود بود، همواره تواضع را در پیش می گرفت چون خدا متکبران را دوست ندارد.

اسباب تکبر
بیان شد که منشا کبر یعنی صفت درونی خود برتر بینی، خودپسندی و عجب است. اما تكبر و اظهار برتری بر دیگران که در گفتار و اعمال خارجی شخص ظاهر می شود، می تواند چهار علت داشته باشد: عجب، کینه، حسد و ریا. گاهی سبب اظهار برتری بر دیگران همان سبب کبر است .یعنی چون شخص در درون دارای صفت کبر است، در خارج هم بر دیگران تکبر می کند. ولی در بعضی از موارد شخص خود را برتر از دیگری نمی داند ولی به دلیل کینه ای که از او در دل دارد، حاضر به تواضع برای او نمی شود و از قبول نصیحت او امتناع دارد، و سعی می کند كه بر او اظهار برتری کند، اگر چه می داند كه مستحق آن نیست. همچنین گاهی حسد منشا تكبر می شود. ممكن است انسان وقتی كمالی را در شخص دیگری دید كه خودش آن را ندارد، به او حسد بورزد، و این سبب شود كه بر او تكبر كند، خود را برتر از او جلوه دهد و هر چقدر می تواند به او توهین كند و سعی در ذلیل کردن وی داشته باشد. و اما گاهی ریا نیز باعث می شود انسان بر دیگران تکبر کند. مثلا فردی که در حال مناظره با شخص دیگری است که او را با سوادتر از خود می داند و میان ایشان حسد و کینه ای هم نبوده، و لیكن از قبول حق از او امتناع می کند، از ترس آن كه نگویند كه طرف مقابل با سوادتر از اوست. پس تنها سبب تكبر كردن بر او ریا است، و اگر در جای خلوتی با او بحث می کرد، بر او تكبر نمی كرد. ولی كسى كه از روی عجب یا حسد یا کینه تكبر كند در خلوت نیز تكبر می كند.

نشانه های تکبر
برای در امان بودن از بیماری هلاک کننده تکبر، باید خود را آزمایش کنیم كه آیا جزء متكبرین هستیم یا متواضعین. و گر نه ممكن است گاهى خود را متواضع به حساب آوریم و فكر كنیم هیچ گونه تكبرى در ما وجود ندارد در حالى كه نزد خدا متكبر محسوب شده ایم. آزمایش های متعددی را برای این منظور می توان انجام داد که برخی از آنها را ذکر می کنیم:

1- با یكى از افراد هم سطح خود در مسأله اى بحث كنیم؛ در اینجا لحظه آزمایش وقتى است كه حق بر زبان طرف مقابل جارى مى شود در این هنگام اگر قبول و اعتراف به حق و تشكر از آن شخص براى انسان مشكل باشد مطمئنا نوعى كبر و خود برتر بینى در او نهفته است پس باید تقوا پیشه كرده با علم به خباثت درون و خطر عاقبت، و عمل، یعنى مكلف كردن نفس به كارهایى چون اعتراف به حق و زبان گشودن به ستایش و ثناء او و اقرار به عجز خود و تشكر از او به خاطر استفاده اى كه از او كرده و كارهایى از این قبیل كه براى نفس مشكل و سنگین است به علاجش همت گمارد.

2- دوستان را در مجالس و محافل بر خود مقدم كنیم و خود پایین تر از آنان بنشینیم اگر این كار برایمان سخت بود تكبر داریم لذا باید نفس خود را به همان كارها مكلف كنیم تا به تدریج آسان شوند. امام صادق (ع) می فرمایند: «إن من التواضع أن یجلس الرجل دون شرفه: از تواضع است كه آدمى در مكانى نشیند كه پائین تر از جا و مقام او باشد» (الکافی،ج2،ص123) ولى گاه در اینجا شیطان دامى بر سر راه انسان مى افكند و براى این كه خود را در انظار مردم، انسان خوب و متواضع جلوه دهد به او مى گوید در پایین ترین نقطه مجلس بنشین و در میان افراد عادى قرار بگیر و تصور مى كند این نوعى تواضع است در حالى كه هدفش این است از این طریق بزرگى شخصیت خود را نشان دهد و نظرها را به سوى خود جلب كند كه در واقع نوعى تكبر آمیخته با ریاكارى است.

3- اگر شخص فقیر و مستمندى از او دعوتى به عمل بیاورد دعوتش را با میل بپذیرد، یا اگر دوستى نیازى داشت براى انجام حوائج او مثلا به بازار رود، اگر این گونه كارها بر او سنگین نبود كبر ریشه كن شده، والا باید به درمان ادامه دهد!

4- براى خرید نیازهاى زندگى شخصا به بازار برود، اگر براى او سخت بود هنوز ریشه هاى تكبر باقى است و اگر مایل بود مردم او را در این حال ببینند و به تواضعش آفرین بگویند باز متكبر ریاكارى است! به یقین نمى توان انكار كرد كه این امور در همه محیط ها و همه زمان ها یكسان نیست، گاه مى شود كه براى بعضى اشخاص بعضى از این كارها عیب است و اگر چنین كارى را كنند ضربه اخلاقى براى مردم حاصل مى شود. در حدیثى مى خوانیم امام صادق(علیه السلام) مردى از اهل مدینه را دید كه چیزى براى خانواده اش خریده و به سوى خانه مى برد، هنگامى كه چشم امام(علیه السلام) به او افتاد شرمنده شد، امام(علیه السلام) فرمود(نگران نباش) چیزى است كه براى خانواده ات خریده اى و به سوى آنها مى برى، به خدا سوگند اگر مردم مدینه بر من عیب نمى گرفتند من هم دوست داشتم اشیایى از بازار براى خانواده ام بخرم و خودم براى آنان ببرم(کافی ،ج2،ص123( این در حالى است كه جدش امیرمؤمنان على(علیه السلام) این كار را مى كرد و كسى در آن زمان بر آن حضرت(علیه السلام) خرده نمى گرفت، هدف این است كارهاى متواضعانه بر او گران نباشد.

5 ـ لباس هاى ساده و كم ارزش بپوشد، اگر احساس ناراحتى كرد هنوز گرفتار تکبر است، در حدیث آمده است كه پیغمبر اكرم فرمود: ««من بنده اى هستم كه روى خاك مى نشینم و غذا مى خورم، و لباس درشت مى پوشم و شتر را مى بندم و انگشتان خود را مى لیسم، و چون بنده مملوكى مرا بخواند دعوت مى كنم، پس هر كه روش مرا ترك كند از من نیست»(قال النبی ص إنما أنا عبد آكل بالأرض و أعقل البعیر و ألعق أصابعی و أجیب دعوة المملوك فمن یرغب عن سنتی فلیس منی( مجموعةورام ج1، ص211)) ولى مبادا انجام این كارها براى خودنمایى و ابراز تواضع باشد كه خود نوعى تكبر توأم با ریاكارى محسوب مى شود.

6 - با خدمتكاران و مستضعفان در یك سفره غذا بخورد، اگر بر او سخت و گران نباشد متواضع است و گر نه متكبر است. شخصى از اهل بلخ روایت مى كند كه: «من با حضرت رضا علیه السلام در سفر خراسان همراه بودم، روزى حضرت مرا به غذا دعوت فرمود، آنگاه حضرت خادمان و غلامان سیاه و غیره را بر سفره جمع كرد. من عرض كردم: فدایت شوم اگر براى این ها سفره جدا قرار دهى بهتر است. فرمود: ساکت باش! پروردگار همه یكى، دین یكى، پدر یكى، مادر یكى، و پاداش و جزاى هر كس به اعمال اوست( عن رجل من أهل بلخ قال كنت مع الرضا ع فی سفره إلى خراسان فدعا یوما بمائدة له فجمع علیها موالیه من السودان و غیرهم فقلت جعلت فداك لو عزلت لهؤلاء مائدة فقال مه إن الرب تبارك و تعالى واحد و الأم واحدة و الأب واحد و الجزاء بالأعمال) (الكافی ج8 ،ص230،296)

7- دوست دارد كه دیگران در مقابل او بایستند در حالیکه او نشسته است. امیر مؤمنان علیه السلام فرمود: «من أراد أن ینظر إلى رجل من أهل النار فلینظر إلى رجل قاعد و بین یدیه قوم قیام: هر كه خواهد مردى از اهل جهنم را ببیند به كسى نگاه كند كه نشسته و در برابر او عده اى ایستاده اند»(جامع السعادات،ج2،ص 356).

8- دوست دارد كه دیگران به دنبال او راه بیفتند. روایت است كه «آدمى وقتى كسى در عقب او راه مى رود از خدا دور مى شود». و رسول خدا )صلى الله علیه و آله و سلم( وقتى با اصحاب خویش راه مى پیمود اصحاب را پیش مى انداخت و خود در میان آنان راه مى رفت»(جامع السعادات،ج2،ص 357).

باز تكرار مى كنیم كه زمان ها و مكان ها و اشخاص همه یكسان نیستند، باید بدون تعصب شرایط را در نظر گرفت و بدون فریب دادن خویشتن، مقتضاى زمان و مكان و موقعیت هر شخص را مشخص نمود و براى این كه در این گونه موارد گرفتار خودفریبى نشویم باید از قضاوت دیگران نیز استفاده كنیم. راستى چرا بسیارى از مردم به طب جسمانى فوق العاده اهمیت مى دهند و بارها و بارها به انواع آزمایشها مى پردازند تا از سلامت خود مطمئن شوند، ولى براى طب روحانى و اخلاقى كه ضامن سعادت جاویدان و نجات جان انسان است و به مضمون آیه «الا من اتى الله بقلب سلیم; تنها راه خوشبختى داشتن «قلب سلیم» است» اهمیتى قائل نیستند؟!

 
 
 
 
 
 
 

اخلاق در قرآن ،ناصر مکارم شیرازی،ج2،ص66و67

جامع السعادات،ملا مهدی نراقی ،ج2،ص 357و356

ترجمه‏اخلاق ،سید عبدالله شبّر،ص,292293

المحجة البيضاء،ملا محسن فیض کاشانی، جلد6، ص245 و 246

چهل حدیث،امام خمینی (ره)،حدیث چهارم

 
 
حسد وريا وعجب علل كبر نيست بلكه نتيجه وثمره كبر است

يكشنبه 10 بهمن
   
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران (my.tahoor.com) اقدام نمایید.
 
 
 
 

شناخت مفهوم عجب (خودپسندی) و ریشه آن

 
 
 
 

اخلاق در قرآن ،ناصر مکارم شیرازی،ج2،ص66و67

جامع السعادات،ملا مهدی نراقی ،ج2،ص 357و356

ترجمه‏اخلاق ،سید عبدالله شبّر،ص,292293

المحجة البيضاء،ملا محسن فیض کاشانی، جلد6، ص245 و 246

چهل حدیث،امام خمینی (ره)،حدیث چهارم

 
 
 
 
 
 
   
 
 
 
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور