جستجو
     
  
 
 
کتاب صوتی آه بر اساس ترجمه نفس المهموم
 
 
 
 
 
نظریه تکامل داروین و پیامدهای آن
1,253
 
 

Tahoor_invitation با انتشار نظریه تحول و تكامل انواع به وسیله «داروین»، موجی از نظریه پردازی درباره دین و تفاسیر آن پدید آمد و حوزه پژوهش های دینی را گسترش و ژرفای ویژه ای بخشید. داروین، زیست شناس مشهور انگلیسی كه مسیحیِ معتقدی نیز بود، در مشهورترین اثر خود به نام «منشأ انواع»، به این تعصب دینی خود تصریح می كند و در عین حال نظریه تكامل را نیز ارایه می كند و شواهد تجربی خاصی را نیز بر اثبات آن می آورد. مهم ترین عناصر این نظریه، تغییرات تصادفی، تنازع بقاء و بقای انسب است و قطع نظر از این كه از نظر علمی چه وزنی داشته و می تواند داشته باشد، پیامدهایی كه به طور مستقیم با دین و تفسیر دین ارتباط داشته باشد، گریزناپذیر بود. این پیامدها بر دو دسته تقسیم می شود: 1 ـ پیامدهای منطقی 2 ـ پیامدهای روان شناختی. پیامدهای منطقی، به لوازمی گفته می شود كه با نظریه مورد بحث ارتباط منطقی دارد و می توان بر آن ها استدلال كرد. پیامدهای روان شناختی، به لوازمی گفته می شود كه فاقد ارتباط منطقی است و بنابراین، نمی توان بر آن ها استدلال كرد.

منابع ثبات صور زیستی
پیش از مطرح شدن این نظریه، ثبات صور زیستی مورد پذیرش بود و این اعتقاد منابع انكارناپذیری داشت كه به این قرار است:
1 ـ كتاب مقدس: در سفر تكوین تصریح شده است كه خلقت موجودات به همین شكل موجود كنونی به دست خدا انجام شده است. انسان از همان آغاز انسان بوده است و اسب نیز اسب بوده است و هریك از دیگر موجودات، پیوسته همین گونه بوده اند، چون همین گونه آفریده شده بودند.
2 ـ تفكر ارسطویی: از نظر ارسطو كه دستگاه فلسفی اش (به ویژه تفسیر سینوی اش) پشتوانة نظام فكری ـ اعتقادی مسیحیت قرار گرفته است، هر موجودی تجسم صور ازلی یا ماهیات ثابته است و در واقع «صورتی در زیر دارد آن چه در بالاستی». صور علمی ازلی یا ماهیات ثابته، به حكم تجرّد آن ها از مادّه و جسم، تغییرناپذیرند و موجودات طبیعی اگرچه تعییرپذیرند، ولی دامنة تغییرات آن ها به حدود ماهوی و صور علمی آن ها محدود است، بنابراین تبدل انواع، امری محال و ناشدنی است.
3 ـ اندیشه غایت انگاری درباره طبیعت: اعتقاد رایج بر این بود كه اولاً، هر چیزی وهریك از موجودات طبیعی، دارای غایت ویژه ای است كه برای آن آفریده شده است و ثانیاً، به بهترین صورتی كه تأمین كننده آن غایت و هدف باشد، آفریده شده است، بنابراین، نه تنها نیازی به تغییر و تكامل ندارد، بلكه تغییر و تكامل آن ناممكن است، چون در صورت تغییر، نمی تواند تأمین كننده آن غایت باشد. با انتشار نظریه تبدل انواع داروین، دیدگاه های نقادانه ای درباره دین مطرح شد؛ زیرا او انسان را محصول تطوّر تاریخی زیستی می دانست و این با مبانی و منابع ثبات صور زیستی و به ویژه با ظاهر كتاب مقدس سازگار نبود و به همین خاطر دیدگاه های متفاوتی مطرح شد كه هر كدام سهمی در دین پژوهی جدید و گسترش آن داشت. با طرح این نظریه، برخی حتی جایی برای پذیرش خدا نمی یافتند و نظریه یاد شده را جایگزین خدا در طبیعت و خلقت می دانستند و در واقع مهم ترین دلیل بر وجود خدا كه برهان نظم، اتقان صنع و غایت طبیعت است از دید آن ها فرو افتاد و نادرستی آن آشكار شد.

پیامدهای منطقی نظریه تبدل انواع
1 ـ معارضه با حكمت صنع و از میان بردن تكیه گاه آن
تكیه گاه حكمت صنع، سازگاری بدن و اندام های آن با وظایف و اهداف آن است. هر جزیی از بدن به بهترین صورت به منظور انجام وظایفی كه بر عهده آن نهاده شده است و به منظور دست یابی به هدفی كه برای آن ساخته شده است، آفریده شده است؛ دست ها برای انجام وظایف خاص و رسیدن به اهداف معینی، به بهترین صورت آفریده شده است، انگشت ها و ناخن ها و دیگر اندام های بدن، همه همین گونه برای مقاصد معینی آفریده شده اند و این دقیقاً نقطه مقابل فرضیه تكامل انواع است كه اندام های بدن انسان را محصول تغییرات پیوسته و طولانی می داند و می گوید هیچ یك از اعضای انسان (و غیر انسان) از آغاز این گونه نبوده، بلكه با تغییرات پیوسته به این صورت درآمده است.

2 ـ معارضه با اشرفیت انسان
از نظر دین داران و نیز ظاهر كتاب مقدس، انسان برترین موجود در طبیعت است و دارای كمالات ویژه ای است كه استحقاق به خدمت گرفتن سایر موجودات را دارد و در واقع سایر موجودات برای او و به خاطر خدمت به او آفریده شده اند، ولی بر اساس نظریه تكامل انواع، انسان هم موجودی همچون سایر موجودات است كه در مسیر تحولات پیوسته، تكامل بیشتری یافته است؛ بنابراین، نه او اشرف موجودات است و نه سایر موجودات برای او آفریده شده اند و این دقیقاً نقطة تعارض میان علم و دین را آشكار می سازد كه نقطه عزیمت مناسبی برای پژوهش های دینی، هم برای معتقدان به دین و هم برای منكران آن بوده است. به ویژه این كه بنابر نظریه تبدل انواع، حتی حسّ اخلاقی نیز محصول انتخاب طبیعی و تبدّل و تكامل انواع است.

3 ـ معارضه با كتاب مقدس
كتاب مقدس در سفر تكوین، آفرینش انواع موجودات را به صورت كنونی و دفعی می داند. هر موجودی همان گونه آفریده شده است كه اینك هست؛ نه چیزی كه سبب تغییر در نوع آن باشد، پدید آمده است و نه ممكن است پدید آید، در حالی كه نظریه تبدل انواع هیچ موجودی را در آغاز به شكل كنونی نمی داند، بلكه ثبات صور را بر خلاف تجربه می داند. در آغاز هر چیزی، به شكل و صورتی بوده است و در ادامه به چیز دیگری تبدیل شده و ممكن است بشود.

4 ـ معارضه با طرح و تدبیر الهی درباره جهان
از دیدگاه دینی و عقلیِ رایجِ دین داران و مفسران دین، خدا پیش از آفرینش جهان، برای آن طرح و برنامه داشت و پس از آفرینش نیز برای آن تدبیر دارد. جهان و موجوداتی كه در آن هست، بر اساس طرح پیشین آفریده می شوند و بر اساس تدبیر الهی به مقصد خود دست می یابند. نظریه تكامل انواع به ظاهر با این طرح و تدبیر ناسازگار است و بر اساس برخی از تفاسیر آن، تغییر و تكامل موجودات طبیعی به طور تصادفی و بدون طرح و تدبیر و و آگاهی انجام می پذیرد.

5 ـ معارضه با تاریخ آفرینش
به نظر برخی از ارباب كلیسا، آفرینش جهان طبیعت تاریخ معیّنی دارد. آنان سال 4004 پیش از میلاد را تاریخ آفرینش دانسته اند، در حالی كه مفهوم نظریه تكامل به هیچ روی با این اعتقاد سازگار نیست. پیامدهای یاد شده، پیامدهای منطقی نظریه تكامل است.

پیامدهای روان شناختی
این نظریه پیامدهای روان شناختی نیز دارد، از جمله:
1 ـ نفی تجرّد روح و قداست دین
اگر انسان در همه جنبه های خود، محصول تطوّر تاریخی باشد، ممكن است روح و روان انسان و نیز دین و فرهنگ وی نیز حاصل همان تطوّر تاریخی باشد و همان گونه كه انسان از تك سلول به این شكل و صورت كنونی رسیده است، ممكن است روح و دین انسان نیز همین گونه باشد و از آغاز، این گونه كه اكنون هست، نبوده باشد و این با تجرد روح، الهی بودن آن و نیز با آسمانی بودن دین كاملاً ناسازگار است.

2 ـ نفی هرگونه ثبات
با توجه به تطوّر پیوسته طبیعت و لوازم آن، ممكن است هیچ امر ثابتی وجود نداشته باشد. نه تنها انسان بر اساس این نظریه پیوسته در تغییر بوده است، بلكه اندیشه، علم، كشش ها و آرمان های او نیز همین گونه می باشد و البته چنین چیز نسبیّتی را در پی دارد كه دست كم برای همگان قابل پذیرش نیست.

3 ـ از این گذشته، اگر تطوّر تاریخی با این گستره مورد پذیرش باشد، چرا خود نظریة تطوّر در تطوّر پیوسته نباشد؟

راه حل های تعارض
مطرح شدن نظریه تكامل، سبب گسترش پژوهش های دینی شد و به منظور رفع تعارض های یادشده، تفسیرهای مختلفی از اندیشه های دینی مربوط به آفرینش انواع ارایه شد. ازجمله:

1 ـ یكی از راه های ایجاد سازگاری میان نظریه تكامل و تدبیر الهی این بود كه تكامل، طریقه ای دانسته شود كه فعالیت آفرینش گرانه خدا در آن در امتداد زمان جلوه گر شده باشد. بر این اساس نظریه تطوّر و تكامل، نه تنها با آفرینش و تدبیر الهی ناسازگار نیست، بلكه نشان دهنده دقت و ژرفای تدبیر الهی است. خدا جهان و انواع موجودات را نه دفعی، بلكه به طور تدریجی آفریده است و این عظمت خدا و تدبیر منحصر به فرد اوست كه می تواند از یك سلول این همه شگفتی ها را پدید آورد. به ویژه اگر توجه كنیم كه در همان یك سلول تمام ویژگی های انواع تكامل یافته به طور بالقوه وجود دارد. چه عظمتی بیشتر از این كه در یك سلول این همه ویژگی های شگفت آور جای گرفته باشد كه در روند تكامل خود در هر شرایط و محیطی، بخشی از آن آشكار گردد؟

2 ـ برخی تفسیر جدیدی از كتاب مقدس ارایه كردند كه با نظریه تكامل سازگار باشد، بلكه نظریه تطوّر و تكامل را به كتاب مقدس نسبت دادند. اینان تعبیر آفرینش شش روزه جهان را كه در كتاب مقدس آمده است، استعاره ای برای تكامل دانسته اند. مقصود از شش روز، شش دوره است و مقصود از شش نیز كثرت است. بنابراین، جهان و موجودات آن در دوره های متعدد و به صورت تدریجی آفریده شده اند و این محتوای خود كتاب مقدس است. پس نظریه تكامل نه تنها با كتاب مقدس ناسازگار نیست، بلكه كتاب مقدس با بیان استعاری خویش در ارایه نظریة تكامل و تغییر پیوسته، بر دیگران پیشی گرفته است.

3 ـ گروهی در رفع این ناسازگاری از میان كتاب مقدس و نظریه تكامل، كتاب مقدس را مكتوب بشری دانستند، نه وحی مستقیم خدا به انسان. بنابراین، تعارض میان كتاب مقدس و نظریه تكامل، تعارض میان دو نظریه بشری است، نه تعارض میان خلق و خدا.

4 ـ برخی دیگر مانند «آلفرد راسل والاس» (كه خود به طور مستقل این اصل را مورد تحقیق قرار داده بود) آن را فرضیه ای تأیید ناشده دانست و در نتیجه نمی توانست با كتاب مقدس معارضه كند، بدین خاطر كه تعارض آن دو، تعارضِ امری تردیدپذیر با امری تردیدناپذیر است. والاس در پژوهش های خود به نتایجی دست یافت. وی بدین خاطر تطوّر و تكامل را فرضیه تأیید ناشده دانست كه:
الف ـ تكامل بر فرض درستی آن، دائمی نیست، بلكه با پیدایش و پیشرفت عقل، تحولات جسمی و تخصصی شدن اندام های بدن متوقف می شود.
ب ـ فاصله میان عقل انسان و میمون انسان نما، بیش از آن است كه داروین گمان برده است. حتی قبایل بدوی نیز نمی توانند این فاصله را پر كنند.
ج ـ مبادله علایم در حیوانات و زبان انسان كه به گمان داروین تفاوت اندكی دارد، كاملاً از هم متمایز است.
د ـ این فرضیه نمی تواند قوای دماغی عالی تر را توجیه كند. اندازه مغز افراد قبایل بدوی به اندازه مغز افراد متمدن است، در حالی كه ساكنان قبایل بدوی، برای رفع نیازهای خود بدان احتیاجی ندارند، بلكه مغز كوچك تری نیز می تواند نیازهای آنان را برآورده سازد.
ه ـ جاذبه های آهنگین و كشش انسان به موسیقی و به طور كلی كشش های هنری و اخلاقی كه در بقای او سهمی ندارد، به وسیله فرضیه تكامل تبیین پذیر نیست.

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

1- مفهوم انجيل ها، ولف، ترجمه محمد قاضي

2- بنياد مسيحيت، كارل كائوتسكي، ج1، ترجمه عباس ميلانيان .

3- اسلام از نظر ولتر، ترجمه دكتر جواد حريري

 
   
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران (my.tahoor.com) اقدام نمایید.
 
 
 
 

سیر و تکامل و پیدایش دین از نظر دانشمندان اسلامی

تکامل ادیان از نظر قرآن کریم

نظریات مختلف در مورد پیدایش و تحول ادیان

مراحل پیدایش و تکامل دین از نظر علامه طباطبایی

مراحل تکامل دین و دین داری از نظر دانشمندان مسیحی

 
 
 
 

1- مفهوم انجيل ها، ولف، ترجمه محمد قاضي

2- بنياد مسيحيت، كارل كائوتسكي، ج1، ترجمه عباس ميلانيان .

3- اسلام از نظر ولتر، ترجمه دكتر جواد حريري

 
 
 
 
 
 
   
 
 
 
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور