جستجو
     
English Version
  
 
 
کتاب صوتی آه بر اساس ترجمه نفس المهموم
 
 
 
 
 
شیخ مرتضی انصاری
1,007
 
 

Tahoor_invitation

نسب شیخ مرتضى انصارى به جابر بن عبدالله انصارى، از صحابه بزرگوار رسول خدا (ص ) مى رسد. در دزفول متولد شـده و تـا 20 سـالگى نزد پدر خود تحصیل کرده، و آنگاه همراه پدر به عتبات رفته است و علماى وقت که نبوغ خارق العاده او را مشاهده کردند، از پدرخواستند که او را نبرد او در عراق چهار سال تـوقـف کرد و از محضر اساتید بزرگ استفاده کرد آنگاه در اثر یک سلسله حوادث ناگوار، به وطن خـویش بازگشت بعد از دو سال، باردیگر به عراق رفت و دو سال تحصیل کرد و به ایران مراجعت نمود تصمیم گرفت ازمحضر علماى بلاد ایران استفاده کند عازم زیارت مشهد شد و در کاشان با حـاج مـلا احـمـد نـراقـى صـاحـب کـتـاب مستند الشیعة، و صاحب کتاب معروف معراج الـسـعـادة فـرزنـد مـلا مـهـدى نراقى سابق الذکر ملاقات کرد و آنگاه به مشهد رفت و پنج ماه تـوقـف نـمـود شـیـخ انـصـارى سـفـرى بـه اصفهان و سفرى به بروجرد رفته و در همه سفرها، هـدفـش مـلاقات اساتید و استفاده از محضر آنان بوده است.

در حدود سالهاى 1352 و 1353 براى آخـرین بار به عتبات رفت و به کار تدریس پرداخت بعد از صاحب جواهر مرجعیت عامه یافت. شیخ انـصـارى را خاتم الفقها و المجتهدین لقب داده اند او ازکسانى است که در دقت و عمق نظر، بسیار کم نظیر است. علم اصول و بالتبع فقه را وارد مرحله جدیدى کرد. او در فقه و اصول، ابتکاراتى دارد کـه بـى سـابقه است. دو کتاب معروف او، رسائل و مکاسب کتاب درسى طلا ب شده است. علما بعد از او شاگرد اویند. حواشى متعددى از طرف علماى بعد از او به کتابهاى او زده شده، بـعـد از مـحـقـق و علا مه حلى و شهید اول، شیخ انصارى تنها کسى است که کتابهایش از طرف علماى بعد از خودش مرتب حاشیه خورده، دستخط مبارک شیخ انصارى، مشتمل بر اجازه اجتهاد و روایـتى که به آیة الله میرزا داود، نجل حاج میرزااسدالله بروجردى داده اند و او را با القاب و عناوین فضل و کمال تعریف و توصیف نموده اند و شرح شده است.

نـام او شـیـخ مـرتضى فرزند محمد امین بن شمس الدین بن احمد بن نورالدین بن محمد صادق شوشترى دزفولى، یکى از نامورترین و پرآوازه ترین فقها و مراجع عالیقدر تقلید در عصرهاى اخیر، و یکى از محقق ترین چهره هاى علمى و فقهى قرون متاخر به شمار مى آید. نـام پـرشـکـوه شـیـخ مـرتـضى انصارى، توام با نبوغ و ابتکار و تحول و دقت مى باشد. او آغازگر و پـایـه گـذار اصـول نـویـنى در فقه و اصول جعفرى است که در قرنهاى اخیر به حق او را شایسته دریـافـت لـقـب خاتم الفقها و المجتهدین نموده است. هر چند او در زندگى و حیات مادى و معنوى خویش پیراسته و منزه از هر نوع تظاهر و تفاخر بوده است و در تلاشهاى علمى خود جز خدا و رضـایـت او و جـز پـیـشـبـرد احکام الهى، فکر و اندیشه دیگرى نداشته است و به تعبیر شاگرد نـامـدارش، مـرحـوم آیـة الله حـاج مـیـرزا حبیب الله رشتى، او تالى تلو مقام عصمت در علوم و اصول بود. نام مرحوم شیخ مرتضى با دو کتاب بسیار ارزنده فرائد الاصول والمکاسب در اصول و فقه هـمـراه اسـت و بـا این دو اثر جاودان، نام خود را در پهنه معارف اصیل اسلام جاودانه کرده است، کـتـابـهایى که هم اکنون در دنیاى دانش و معارف اسلامى اعتبار جهانى دارد و حوزه هاى علمیه چـنـدیـن سـال بـا درس و بـحث و تحقیق روى آن دو کتاب سرمایه گذارى نموده و وقت صرف مى کنند.

ولادت:
او در هـیـجدهمین روز ماه ذیحجه به سال 1214، روز غدیر، روز اکمال دین و اتمام نعمت در شهر قهرمان پرور دزفول از سلاله پاک یکى از اخلاف جابر بن عبدالله انصارى صحابى نامدار پیامبر عـالیقدر اسلام (ص ) پا به عرصه وجود نهاد و به مناسبت تولد در روز ولادت على (ع )، نام مرتضى انصارى براى او انتخاب گردید. پدرش شیخ محمد امین از مبلغین و مروجین شریعت مقدسه اسلام و مادرش دختر یکى از علماى محل و بانویى پرهیزکار و باتقوى در عصر خود، هر دو از اخیار و نیکان و صالحان عصر بوده اند. و در چـنـیـن خـانـواده اى چـشم به جهان گشود و رشد و بالندگى آغاز نمود و ازهمان دوران کودکى به فراگرفتن قرآن و معارف اسلامى پرداخت و به زودى آثار نبوغ و ذکاوت در او مشاهده گردید. پس از خواندن قرآن و ادبیات عرب به خواندن فقه و اصول پرداخت و در این دو رشته، آن چـنان استعداد و شایستگى نشان داد که حیرت همگان را برانگیخت و در عنفوان جوانى به درجه عالیه اجتهاد نائل آمد.

مقام علمى:
مـقـام عـلـمى او در حدى است که به حق و شایستگى تمام، او را خاتم الفقها و پایان دهنده و تـکـمـیـل کننده فقاهت لقب داده اند و او یکصد و پنجاه سال تمام است که بر جهان فقه و اصول و حـوزه هـاى عـلمى شیعه حکومت و زعامت روحى و فکرى دارد و اندیشه ها و ابتکارات او سرفصل تاریخى در فقه به شمار آمده و مستند فقهااست. او نـظـریـات ابـتکارى و ابداعى بى شمارى در فقه و اصول به وجود آورد که مى توان نظریه حاکم بـودن یکى از ادله بر دلیلهاى دیگر در مبحث تعادل و ترجیح را از نظریات مهم او به شمار آورد، و هـمـچـنـیـن بـهـا دادن شـایسته به عقل و خرد در شناخت حکم و قانون اسلام، و دیگر مبارزه با اخـبارى گرى رایج آن روز بود که شیخ بزرگوار ما توانست با یک رشته از بیانات دقیق علمى در بـرابر آنها بایستد و آنان را متقاعد سازد. این امر از امتیازات بارز او به شمار مى آید او کوشید که به مـنـکـریـن اعـتـبارعقل در شناخت معارف و احکام اسلامى ثابت کند که ملازمه اى میان عقل و شـرع وجـود دارد و آنـچه را که عقل حکم مى کند، شرع نیز حکم مى کند و حکومت این قاعده در اغـلـب فـتـاوى و نظریات مرحوم شیخ، جلوه خاصى داد، منتهى باید خود عقل و آن قاعده فقهى، مـورد ارزیابى قرار گیرد که عقل چگونه عقلى باشد و قاعده نیزکدام قاعده باشد؟ او با این روش مـتـیـن و مستحکم، اصول اخبارى گرى رایج آن روز رادرهم کوبید و پایه ها و اصول مستحکمى بـراى فـقه و اصول نوین بنیاد نهاد و مسیراجتهاد را روشن و مبرهن نمود. او با این وسعت مشرب، باب اجتهاد و افتا و استخراج و استنباط احکام شرعیه فرعیه را از منابع و مصادر اولیه بازگشود و رمـزپـیـشرفت و ترقى مسلمانان را در مسیر اجتهاد و اعتقاد بر خویش در راه عمل به احکام الهى قرار داد که خود بحث شیرین و مفصلى دارد.

اخلاق و رفتار شیخ:
شیخ انصارى (ره ) نه تنها در فقاهت گوى سبقت را از دیگران ربوده بود، بلکه در عمل نیز نظیر و هـمـتا نداشت. او به مشکلات و امور مردم شخصا رسیدگى مى کرد و از احوال طلاب و محصلین همواره جویا مى شد و براى ترویج بیشتر از علوم دین، با بودن علما و طلا ب در یکى از شهرستانها، اجـازه نـمـى داد سهم امام را از آنجا به جاى دیگرى ببرند و سفارش مى نمود که در همان شهر به مصرف محصلین و طلا ب برسانند. نـقـل شـده است که: شخصى خدمت شیخ رسید و به او گفت: فلان طلبه چاى مى خورد (گویا در آن زمان چاى به این صورت کنونى مرسوم نبوده و جز تشریفات به حساب مى آمده است ) و با این سخن مى خواست سعایتى کرده باشد که شیخ حقوق آن طلبه را کم کند، ولى شیخ رو به او کـرده و گـفـت: خدا رحمتت کند که این مطلب را به من گفتى، و دستور داد تا اضافه بر ماهیانه آن طلبه، مخارج چاى را نیز از بیت المال به وى بپردازند تا اینکه با راحتى و آسایش بیشتر به تحصیل خود ادامه دهد.

شـیـخ نـه تنها به طلا ب حوزه رسیدگى مى کرد، بلکه همواره به فکر فقرا و مستمندان نیز بوده است، و شبها همانند رهبر و مولایش امیر المؤمنین (ع ) به خانه هاى مسکونى فقرا سر مى زد و مواد غذایى بر دوش گرفته، در بین خانواده هاى مستمند و بیچاره تقسیم و توزیع مى نمود. در کـتـاب لؤلؤ الصدف چنین آمده است: و اغلب عطایاى آن مرحوم در سر بوده، کثیرى از فقرا معاش (حقوق ) معین داشتند که همیشه سالانه و ماهانه به آنان مى رسید و هیچ نمى دانستند از کـجـاسـت. در وقـت سـحر بر در خانه فقرا مى رفت بالباس مبدل، و صورت را ستر مى کرد و به مـقـدار حـاجـت آنها مرحمت مى فرمود و چون شیخ از دنیا رفت، معلوم شد آن مردى که بر درب منازل این مردم در اوقات غیرمتعارفه مى آمده، آن مرحوم بوده است. او انصافا روى اسلام را سفید کرد. نـوشـتـه انـد که یکى از یاران شیخ، نسبت به این کار انسانى وى (کمک به فقرا و مستمندان ) از او ستایش و تمجید کرد شیخ در پاسخ گفت: این وسیله فخر و کرامتى نیست، زیرا وظیفه هر فرد معمولى است که امانت را به صاحبش برساند و این وجوه هم حقوق فقراست که به عنوان امانت نزد من مى باشد و من به صاحبانش مى رسانم.

حاشیه نویسان محقق:
در عـظـمـت علمى و نبوغ فکرى شیخ مرتضى انصارى (ره ) همین قدر کافى است که اطلاع پیدا نـمـائیـم تـا کنون بیش از 200 نفر از علما و فضلا و دانشمندان و معاریف رجال اسلامى بر کتب و نـوشـتـه هـاى او حـاشـیه و تعلیقه نگاشته اند و کتابهاى تالیفى او به کرات در ایران، عراق و دیگر کـشـورهاى اسلامى مورد تجدید طبع قرارگرفته است، به حدى که هم اکنون مواد غذاى فکرى طلاب و فضلاى حوزه هاى علمیه و برخى از مجامع دانشگاهى و حقوقى را آثار او تشکیل مى دهد و شـخـصـیـتـهاى بزرگى مانند: آخوند ملا محمد کاظم خراسانى (صاحب کفایة الاصول )، سید محمدکاظم یزدى (صاحب عروه )، حاج میرزا حبیب الله رشتى، میرزا حسن آشتیانى، شیخ محمد حـسـین کاشف الغطا، سید عبدالحسین شرف الدین، شیخ محمد جواد بلاغى، شیخ محمد حسن مامقانى و تعداد کثیرى از علما و مجتهدین مبرز و نامدار که نام بردن آنها به درازا مى کشد، بر آن حـاشـیـه و تـعـلـیقه دارند. آنان نوشته ها و تالیفات شیخ را اصل قرار داده و بر آن تعلیقه و تحشیه افرودند و نظریات او را مورد تجزیه و تحلیل و عمق نگرى و ژرف انگارى قرار داده اند.

اساتید:
شـیـخ بـزرگـوار مـا از مـحـضـر اسـاتید متعددى بهره جسته است که هر کدام نقش ویژه اى در اثرگذارى در روحیه او داشته اند که به بازگویى نام چند تن از آنان مى پردازیم:.
1 ـ عموى بزرگوارش، آیة الله شیخ حسین انصارى (شاگرد صاحب ریاض، تاسن 17 سالگى ).
2 ـ آیة الله سید محمد مجاهد (از شاگردان آیة الله وحید بهبهانى ) او در سنین 18سالگى، دو سال تمام از محضر او بهره جسته است.
3 ـ آیة الله شریف العلما مازندرانى کسب فیض از محضر او استدامه داشته است.
4 ـ آیة الله ملا احمد نراقى (صاحب مستند الشیعه )، به مدت چهار سال تمام درکاشان.
5 ـ آیة الله شیخ موسى کاشف الغطا فقیه عصر و نابغه دهر، به مدت یک سال تمام.
6 ـ آیة الله شیخ على کاشف الغطا، زعیم دینى و مرجع عالیقدر شیعه، به مدت 5 سال.
7 ـ آیة الله شیخ محمد حسن صاحب جواهر (مدت بسیار اندک محض تیمن وتبرک).

مجیزین شیخ:
تعدادى از اساتید عالیقدر این مجتهد مبتکر و توانمند در بالا ذکر شدند، تعدادى نیز اجازه روایتى یـا اجـتهادى به شیخ واگذار نموده اند که اسامى چند نفر از اجازه دهندگان به وى در اینجا ذکر مى شود:
1 ـ آیة الله سید صدر الدین موسوى عاملى، اجازه روایتى داده اند که در آن کلمه افضل و اکمل قید شده بود.
2 ـ آیة الله عارف سترگ، ملا احمد نراقى، اجازه روایتى مبسوطى عنایت کرده اند.
3 ـ آیـة الله شـیـخ مـحـمـد سعید قرجه داغى، اجازه نامه روائى جامع و مبسوطى درحق او صادر نموده اند.

شاگردان:
در مـکـتب پربار و حوزه پربرکت تدریسى شیخ بزرگوار، شاگردان متعددى تربیت یافتند که هر کـدام از اسـتوانه هاى فقهى، و مجتهدین مسلم، کاوشگر دقیق و محقق ارزشمندى بوده اند، چون محضر مبارک علمى او، مجتهد پرور محقق ساز و اندیشمندنواز بود. شـاگرد مستقیم شیخ بزرگوار در زمان حیات خویش بیش از هزار تن بوده است که از میان آنان شـخـصـیـتـهـاى نـامى برجسته اى برخاسته اند که هر کدام در یک صقع از اصقاع جهان اسلامى مشعل دار فقه و فقاهت و زعامت روحى و حامل میراث انبیا و رسولان بوده اند. ما از تعداد کثیر این جمع، به ذکر اسامى چند تن از آنان بسنده مى نمائیم:
1 ـ آیة الله میرزا محمد حسن شیرازى، صاحب فتواى بلندآوازه تحریم تنباکو.
2 ـ آیة الله شیخ جعفر شوشترى، خطیب توانا و کاتبى پرکار و واعظ پرصلابت.
3 ـ آیة الله حاج میرزا حبیب الله رشتى، صاحب بدائع الافکار، و رساله اجاره و غصب.
4 ـ آیة الله سید حسین کوه کمرى تبریزى، صاحب آثار و نثر فراوان و استاد بزرگ حوزه نجف.
5 ـ آیـة الله شـیخ محمد حسن مامقانى، صاحب کتاب ذرایع الاحکام فی شرح شرائع الاسلام و کتب دیگر.
6 ـ آیـة الله شیخ محمد کاظم خراسانى، صاحب کفایة الاصول که در تحقیق وتدقیق کم نظیر است.
7 ـ آیـة الله حاج میرزا محمد حسن آشتیانى، نماینده تام الاختیار مراجع نجف در تحریم تنباکو در تهران.
8 ـ آیة الله میرزا ابوالقاسم کلانتر، صاحب تقریرات استاد خود، شیخ انصارى.
9 ـ آیة الله حاج شیخ هادى تهرانى، مجتهد و داراى تالیفات متعدد فقهى و تفسیرى.
10 ـ آیـة الله مـلا حـسـین قلى همدانى، شاگرد شیخ و صاحب منظومه حاج ملا هادى سبزوارى، عارف نامى.
11 ـ آیة الله حاج میرزا حسین خلیلى تهرانى، مجتهد نامور و صاحب فتواى مشروطیت.
12 ـ آیة الله عابد و زاهد و فاضل بزرگوار، شربیانى، مجتهد معروف آذربایجانى.
13 ـ نـابغه نامى، سید جمال الدین اسدآبادى، بنیان گذار وحدت مسلمین و مبارز نستوه بر علیه استعمار خارجى.

آثار و تالیفات:
آثار ارزنده و تالیفات گران سنگ و ارزشمندى از مرحوم آیة الله العظمى حاج شیخ مرتضى انصارى (ره ) به یادگار مانده است که هر کدام نشانى از نبوغ، اجتهاد، دانش وسیع و تحقیق دقیق آن عالم ربـانـى مـى بـاشـد. ما در این بخش به صورت اجمال به بازگویى برخى از آنها مى پردازیم. جا دارد نـویسندگان و محققین حوزه علمیه و بنیان گذاران کنگره شیخ اعظم انصارى (ره ) به تبیین و تـحـلـیـل آثـار قـلمى او نیز بنشینند و افکار نو و طرحهاى ابتکارى شیخ را از لابلاى این کتابها و رساله ها بیرون کشند و در اختیار حوزویان و دانشگاهیان کشور قرار دهند اینک لیست تالیفات آن بزرگوار:
1 ـ المکاسب (فقه ) شامل مکاسب محرمه، خیارات، و احکام عمومى معاملات.
2 ـ فـرائد الاصـول (اصـول ) شـامـل مباحث الفاظ، امارات و اصول عملى. این دو کتاب عالى ترین روشهاى فقهى و اصولى را در اختیار پژوهندگان این دو علم قرار مى دهد.
3 ـ رساله اى در تقیه.
4 ـ رساله اى در رضاع و نشر حرمت آن.
5 ـ رساله اى در قضا میت.
6 ـ رساله اى در مواسعه و مضایقه.
7 ـ رساله اى در عدالت.
8 ـ رساله اى در مصاهره.
9 ـ رساله اى در ملک اقرار.
10 ـ رساله اى در تبیین قاعده لاضرر و لاضرار.
11 ـ رساله اى در خمس.
12 ـ رساله اى در زکات.
13 ـ رساله اى در خلل صلوة.
14 ـ رساله اى در ارث.
15 ـ رساله اى در تیمم.
16 ـ رساله اى در قاعده تسامح.
17 ـ رساله اى در باب حجیت اخبار.
18 ـ رساله اى در قرعه.
19 ـ رساله اى در متعه.
20 ـ رساله اى در تقلید.
21 ـ رساله اى در قطع و جزم.
22 ـ رساله اى در ظن.
23 ـ رساله اى در اصالة البرائه.
24 ـ رساله اى در مناسک حج.
25 ـ حاشیه اى بر مبحث استصحاب.
26 ـ حاشیه اى بر نجاة العباد (رساله عملیه ).
27 ـ کتابى در علم رجال (از وجیزه مجلسى بزرگتر است ).
28 ـ تالیفى در اصول الفقه.
29 ـ حواشى بر عوائد نراقى.
30 ـ حاشیه اى بر بغیة الطالب.
31 ـ اثبات التسامح فى ادلة السنن.
32 ـ التعادل و الترجیح.
33 ـ رساله اى در تقیه.
34 ـ رساله اى در التیمم الاستدلالى.
35 ـ رساله اى در خمس.

وفات:
سرانجام این رجل علم و فضیلت و شخصیت عالیقدر، در سن 67 سالگى به سال 1281 (مضمون آیه شریفه ظهر الفساد 1281 ) در 18 جمادى الثانى، با انبوهى از مفاخر و نوشته ها و ذخائر فکرى و معنوى که عموما در خدمت به اسلام بود، به دارباقى شتافت و جهان اسلام را در سوگ خود عزادار سـاخـت. هـنـگـام مرگ دارائى این زعیم عالیقدر اسلامى، معادل هفده تومان رایج آن روز بود که همان مقدار هم مقروض بوده است. جـسـم مطهر و مقدسش در جوار قبر حضرت مولى الموحدین امیر المؤمنین على (ع ) دفن شد و وصى گرامى او، حاج سید على شوشترى بنا به وصیت شیخ برجنازه او نماز گزارد.

 
 
 
 
 
 

اندیشه قم

 
   
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران (my.tahoor.com) اقدام نمایید.
 
 
 
 
 
 
 
 

اندیشه قم

 
 
 
 
 
 
   
 
 
 
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور